گوشه و کنار سیاست

گوشه و کنار سیاست...
ادامه نوشته

تغییر سبک زندگی ایرانیان با واردات محصولات غذایی غربی

«هنگامی که دولتی تصمیم بگیرد غذا را با استراتژی دیپلماسی عمومی اش ترکیب کند، خروجی دیپلماسی غذایی(gastrodiplomacy) است.» اگرچه این مفهوم قدیمی است اما در دوران اخیر واژه ای برای آن در نظر گرفته شده است. پل راکوور(Paul Rockower) دیپلماسی غذایی را فتح قلب ها و ذهن ها از طریق اشتهاء می داند. در واقع دیپلماسی غذایی که به آن دیپلماسی آشپزی(Culinary diplomacy) و سیاست غذایی(politics of food) نیز گفته می شود نوعی از دیپلماسی عمومی است که در آن غذا به عنوان ابزاری برای تفاهم میان فرهنگی و به امید بهبود تعاملات و همکاری ها در سطحی بالاتر که همان سطح دولت – دولت است(به نسبت سطح دولت - عامه) مورد استفاده قرار بگیرد. امریکایی ها اصل شناخته شده ای در دیپلماسی عمومی دارند: «با ما آشنا شوید، ما را دوست خواهید داشت.( to know us is to love us)»، در سال های اخیر تایلندی ها و کره ای ها به عنوان پیشتازان دیپلماسی غذایی در آسیا این اصل را کمی تغییر داده اند، آن ها می گویند: «ما را بچشید، ما را دوست خواهید داشت.(to taste us is to love us)».
ادامه نوشته

چند درصد پسران آرايش میکنند؟

با گشتی در بازار و اماکن عمومی میتوان خیل عظیمی از پسران آرایش کرده را دید، پسرانی با ابروهای باریک، گونه های سرخ، موهای بافته شده و رنگ کرده و لباسی با یقه باز مانند دوشیزگان دم بخت در شهر خودنمایی میکنند. در نگاهی دیگر مردانی با موهاي بلند، لباسهاي تنگ و بدننما و برخي شلوارهاي گشادي كه هر لحظه امكان افتادن آن وجود دارد جلب توجه می کنند. حالا دیگر برای خود آرایشگاههایی هم دارند و اگر زمانی در خفا و به دور از چشم پدر و مادر زیر ابرو برمی داشتند و آرایش میکردند اکنون قبح این کار ریخته شده و این گونه آرایش را به روز بودن تصور میکنند.
ادامه نوشته

حسین شریعتمداری

..رأی عدم اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی نه فقط خدمت به مردم و نظام بلکه خدمت شایسته‌ای به آقای دکتر روحانی نیز هست و نمایندگان محترم مجلس باید یقین داشته باشند که رئیس جمهور منتخب از رأی عدم اعتماد به تعدادی از اعضای معرفی شده خشنود خواهد شد و اگرچه بعید نیست به ظاهر و بنا به مصالحی نسبت به عدم حضور آنها در کابینه خویش ابراز ناخرسندی کند ولی از آنجا که شواهد نشان می‌دهد اصحاب فتنه را تحت فشار و رودربایستی با برخی از سران و عوامل فتنه در فهرست گزینه‌های خود جای داده است، رأی عدم اعتماد به آنها را هدیه‌ای گره‌گشا از سوی مجلس شورای اسلامی تلقی می‌کند که راه را برای خدمت بیشتر ایشان هموارتر خواهد کرد..
ادامه نوشته

ساپورت های رنگارنگ در حال فتح خیابانهای تهران است.

به گزارش وبلاگستان مشرق،‌ مهران موزون در وبلاگ شنود نوشت: البته این از خاصیت های جامعه ی آوانگارد و مدپرست است که برای ذایقه سازی و هویت بخشی به پدیده های نو و گاها ناساز با فضای عمومی، اقدام به نامگذاری خاص بر روی آنها می کنند.


اینکه چرا و چه کسی نام «جوراب شلواری» های سابق را «ساپورت» نهاده و اصلا این نام از خارج کشور همراه با این جوراب شلواری های رنگ آمیری شده وارد شده یا خیر، موضوع بحث ما نیست داستان از این قرار است که از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری هایی نمودند که منظره ی بدن نمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود.



متاسفانه اقدامی در برخورد با این پوشش (که عملا شلوار را از زیر مانتو حذف کرده بود) از سوی هیچکدام از مبادی مسئول صورت نگرفت.یکی از تحلیل های محتمل نیز این بود که حساسیت فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری و بهانه جویی دشمن برای شبطنت رسانه ای، دلیل جدی نگرفتن این آسیب اجتماعی می توانست باشد.بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به اشتباه می انداخت که نکند فقط یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ!

به هر روی..

پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد 92 ، آمار ساپورتهایی که صاحبانشان مانتوها را نیز به کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورت ها برتن می کردند شیب تندی به خود گرفت حالا این روزها..اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و صرفا پیراهنی است که تا نیمی از نشیمنگاه امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی نیم تنه ی تحتانی بدن را برعهده ی ساپورت نازک و گاها رنگ بدن خویش گذاشته اند.

روز گذشته برای دیدن فیلم «هیس!..دختر ها فریاد نمیزنند» به سینما پردیس رفته بودم تا یکی دیگر از فیلمهای سینمای مولف را ببینم.

انبوه زنان و دختران ساپورت پوشی که مردانشان با عضلات ستبر و بدنسازی شده (مردانی که حکماً به اندازه ی جوجه خروس هم غیور نبودند) دیده میشد و در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با ساپورتی مشکی خودنمایی می کرد چرا که با فونت نستعلیق سایز 90 و سفید روی ران ها و ساق پاهای خویش(بر روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار بزنم.

دقیق تر شدم. نوشته بود : شوش..جوادیه...راه آهن..شوش..میدان راه آهن...ترمینال جنوب..

نمی دانستم بخندم یا عصبانی شوم.طراحی ابلیس کار خودش را برای کسانی که نمی خواهند به ساپورتها چشم بدوزند کرده بود..چشم ها کنجکاو خواندن اشعار می شوند.بعید نیست در آینده ی نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی شاهد باشیم.نگران شهرستان هایی که قرار است مورد حمله ی ساپورت ها قرار گیرند پروژه ی «حیازدایی» دشمن همچنان ادامه دارد و ما همچنان در غار اصحاب کهف خوابیم.

رشوه 15 میلیون دلاری به یکی از مقامات نفتی ایران برای فعالیت در فازهایی پارس جنوبی

آنچه موجب شد تا به نگارش این گزارش بپردازیم اقدامات و نحوه فعالیت شرکت استات اویل نروژ نیست، بلکه خبری است که اوایل سال 85 در رسانه های جهان منتشر شد که از پرداخت رشوه 15 میلیون دلاری این شرکت به یکی از مقامات نفتی ایران برای فعالیت در فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی پرده بر می داشت.

براین اساس شرکت استات اویل نروژ از طریق یک موسسه مشاوره نفتی به نام هورتون که مقر آن در لندن قرار دارد، برای دستیابی به قرارداد توسعه فازهای 6،7 و 8 پارس جنوبی در سال های 2002 و 2003 به یکی از مقامات نفتی در ایران رشوه پرداخت کرده است.

ادامه نوشته

سیداحمد خمینی فرزند حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در فیس‌بوکش

به گزارش پارسینه، سیداحمد خمینی فرزند حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در مطلبی که در فیس‌بوکش منتشر کرد به نقل از مادرش نوشت: «آقای خاتمی! شما شأنتان را از حضور در هیچ مجلسی کسب نکرده‌اید، بلکه این مجالس هستند که شأنشان را از حضور امثال شما کسب می‌کنند.

ملت بزرگ، فهیم و شریف ایران و نیز رئیس‌جمهور عزیز که منتخب این ملت می‌باشند می‌دانند که این ریاست جمهوری و این پیروزی شیرین مدیون شما می‌باشد. صاحب این روز شمایید. این روز را بیش از همه باید به شما تبریک گفت. اگر جای خالی شما را این روزها در سیما می‌بینیم چه باک؟ صندلی جلوس شما نه در کرسی‌های چوبی مجلس که در قلب‌های پرعشق ایرانیان می‌باشد. پاینده باشید.اگر خدا خواسته شما عزیز باشید، هر چه بر خلاف آن انجام دهند، باز عزیزتر می‌شوید. عزتتان در پناه الطاف الهی مستدام باد.»

شهيد بابايي در سال ۱۳۴۹ در آمریکا

شهيد بابايي در سال ۱۳۴۹، براي گذراندن دوره خلباني به آمريكا رفت. عکسی که مشاهده می کنید مربوط به همان سال ها است. عباس بابایی، در ردیف نشسته، نفر دوم از راست می باشد.

پاسخ امام به درخواست پاپ

امام خمینی امروز در دیدار با اسقف کاپوچی نماینده پاپ ژان پل دوم از مواضع و عملکرد روحانیت مسیح انتقاد کردند .رهبر انقلاب در این دیدار با اشاره به این که پاپ تاکنون دو بار به ایران پیام فرستاده است تاکید کردند : دفعه اول برای آن لانه جاسوسی بود و این دفعه [پاپ] برای مدارس خودشان به اسم «مدرسه اندیشه» کاغذ نوشته‌اند و رسول فرستاده‌اند واز ما سفارش خواسته‌اند برای اینکه مدارسشان در اینجا باشد. ما با نصارا و با یهود و با سایر اقشار ملتها هیچ دشمنی نداریم، و از مدارس به هیچ وجه جلوگیری نمی‌کنیم، مادامی که مدرسه باشد وبرای تعلیم وتعلم باشد؛ حالا چه تعلیم و تعلم دستورات مسیح - علیه السلام - یا دستورات دیگران؛ لکن اگر ما فهمیدیم که در ایران مدارس‌طور دیگری هست، آنجا هم نظیر همان لانه جاسوسی است، نمی‌توانیم تحمل کنیم که در مملکت ما به اسم تعلیم و تربیت و به اسم مدارس، یک امور دیگری انجام بگیرد...

ادامه نوشته

وضع جنگ در سوریه روی نقشه

به گزارش فرهنگ نیوز، بررسی وضعیت جنگ در سوریه بر روی نقشه، کمک موثری است تا تصویر ذهنی بهتری نسبت به وضعیت جنگ در سوریه بدست آید.آخرین نقشه مربوط به ۴ تیرماه حدود ۵۰ روز پیش می باشد که وضعیت جنگ در سوریه را نشان می دهد.

(نقشه ۴ تیرماه سال ۹۲)

همانطور که بر روی نقشه مشخص است در نواحی صورتی رنگ درگیری وجود دارد و در نواحی سفید رنگ وضعیت عادی است.

شهرهایی که با رنگ قرمز مشخص شده است کنترلشان در اختیار تروریست هاست.

شهرهایی که با رنگ مشکی مشخص شده است در اختیار کامل ارتش سوریه است.

شهرهایی که با رنگ آبی مشخص شده است در اختیار کردهای سوریه است.و شهرهایی که هنوز تا زمان ارائه نقشه (۴ تیرماه) به کنترل هیچ جناحی به صورت کامل در نیامده است به صورت چند رنگ است.نکته ی حائز اهمیت در این میان، این است که دایره ی مربوط به هر شهر هر چقدر بزرگتر باشد آن شهر بزرگتر است، بنابراین مشخص می شود که تروریست های شورشی شهرهای کوچکتر و بیشتری را در اختیار داشته اند. این درحالیست که ارتشیان، شهر های بزرگتر و همچنین پایتخت را در اختیار کامل دارند. در این میان کردها تقریباً فقط بر روی شمال شرق سوریه احاطه ی کامل دارند.

(نقشه ۱۸ اسفندماه سال ۹۱)

با مقایسه نقشه ۴ تیرماه با نقشه مربوط به ۱۸ اسفندماه سال گذشته به وضوح فتوحات هریک از دو طرف در این بازه زمانی مشخص می شود:

فتوحات ارتش: القصیر (شهر مرزی با لبنان) - استان حماة (یکی از استان های اصلی سوریه نزدیک حلب) - تسلط کامل بر ساحل دریای مدیترانه و شهر بیدا

فتوحات تروریست ها: شهر زبادانی (در شمال غرب دمشق)

فتوحات اکراد: اما نحوه پیشروی ارتش و تروریست ها نیز در مناطق مختلف در تحلیل وقایع کمک خواهد نمود.

نحوه پیشروی ارتش : ابتدا پاکسازی نوار غربی که هم مرز با لبنان و دریای مدیترانه است و سپس جنوب غربی کشور که هم مرز با رژیم غاصب صهیونیستی و اردن است.

نحوه فعالیت تروریست ها: ترک شهرهای اصلی و تصرف شهرهای کوچکتر و روستاها در اطراف شهر های اصلی به منظور حفظ توان نظامی و همچنین ادامه ی فشار بر دولت مرکزی سوریه.با مقایسه نقشه های فوق با نقشه ی مربوط به پراکندگی جمعیتی در سوریه علت تمرکز ارتش بر نواحی غربی به خوبی مشخص می شود.

(نقشه پراکندگی جمعیت در سوریه - مناطق قرمز رنگ جمعیت بیشتری دارند و همینطور تا مناطقی که تقریباً خالی از سکنه است)همانطوری که در نقشه مشخص است جمعیتی که در نوار غربی و نزدیک دریای مدیترانه زندگی می کند قابل مقایسه با سایر مناطق سوریه نیست و ضمناً منطقه ی وسط نقشه به دلیل وجود بیابان تقریباً خالی از سکنه است.با مقایسه نقشه ی جنگ با نقشه زیر که مربوط به پراکندگی مذهبی و قومی در سوریه است نکات جالبی بدست می آید.

تمرکز شورشیان سوریه بر قسمت های سنی نشین است و تقریباً فقط مدیریت شهر ها و روستاهای سنی نشین را در اختیار دارند و در سایر قسمت ها یا با ارتش و مردم در جنگ هستند و یا آن قسمت ها را به صورت کامل ترک کرده اند.و همچنین قسمت های شیعه نشین و علویان جزء قسمت های غربی و ساحلی هستند که در جدیدترین نقشه جنگ، کنترل این قسمت ها در اختیار دولت و ارتش است.از روی نقشه مشخص است که شهر ابوکمال در سوریه که مرز عراق و عربستان و نزدیک رودخانه فرات است محل ورود شورشیان از عربستان و عراق به داخل خاک سوریه است و شورشیان از این طریق در شهر های حاشیه رودخانه شروع به تصرف و پیشروی تا حلب نمودند.با توجه به درگیری های النصره و نیروهای شورشی با ارتش و نیروهای مردمی و همچنین درگیری جدید بین کردها و تروریست ها می توان عقب نشینی آنها به سمت شرق سوریه و مناطق سنی نشین را پیش بینی کرد.

صادرات نفت کردستان عراق از طریق ایران

به گزارش فارس، منطقه کردستان عراق در حال صادرات نفت خود از طریق ایران است.رویترز مدعی شده است که استفاده از این مسیر ممکن است خشم واشنگتن و بغداد را برانگیزد. سال گذشته، صادرات نفت منطقه کردستان از خط لوله تحت کنترل دولت مرکزی این کشور به‌خاطر اختلافاتی بر سر شیوه تقسیم درآمدها متوقف شده بود.اکنون پس از ترکیه که مسیر صادرات روزانه 50 هزار بشکه نفت شمال عراق است، کردها مسیر دومی از ایران یافته‌اند. این مسیر سابقا تنها برای صادرات محصولات پتروشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.طی دو ماه گذشته، نفت خام کردستان عراق به‌وسیله کامیون به بندر امام خمینی (ره) ایران منتقل شده است. در مورد میزان دقیق نفت صادر شده از مسیر ایران اطلاع دقیقی در دست نیست اما مقدار آن حدود 30 هزار بشکه در روز تخمین زده می‌شود.

یک منبع کرد تصریح کرده است که دولت منطقه کردستان عراق مراقب است که هیچ‌کدام از مسیرهای ایران یا ترکیه را که هر دو قدرت منطقه‌ای محسوب می‌شوندف از دست ندهد. دولت فدرال کردستان عراق و دولت مرکزی این کشور اختلافات زیادی بر سر مساله صادرات نفت شمال عراق دارند. دولت منطقه کردستان ادعا می‌کند که بر اساس قانون اساسی فدرال عراق، حق استحصال و صدور نفت این منطقه، از آن این دولت است. دولت کردستان همچنین قراردادهایی را نیز مستقلا با برخی شرکت‌های خارجی در زمینه‌های مربوط به صنعت نفت امضا کرده است. این اتفاق در حالی می‌افتد که ایران تحت تحریم‌های ایالات متحده و اتحادیه اروپاست و طبعا تحریم‌کنندگان، از شنیدن خبر صادرات نفت عراق از طریق ایران خوشحال نمی‌شوند. گفتنی است، نفت شمال عراق از نظر کیفیت، در کنار نفت منطقه اورال روسیه، بیشترین شباهت را به نفت پرکیفیت ایران دارد.

توهين دو نماينده عراقي به مراجع تقليد

به گزارش شیعه آنلاین،  اخبار رسيده از بغداد پايتخت عراق حاکي از آن است که دو تن از نمايندگان پارلمان عراق، طي اظهاراتي وقيحانه مراجع عظام تقليد را مورد اهانت قرار دادند.گفتني است اين دو نماينده پارلمان عراق "عزت شابندر" نماينده "حزب القانون" و "فرهاد أتروشي" نماينده "حزب ائتلاف کردستان عراق در پارلمان هستند.در واکنش به اظهارات توهين آميز اين دو نماينده عراقي، "نوري مالکي" نخست وزير عراق به شدت واکنش نشان داد.مالکي درباره اظهارات "عزت شابندر" که از اعضاي حزبش است، گفت: بنده اظهارات آقاي شابندر را محکوم مي کنم. اظهارات او شخصي بوده و به هيچ وجه از طرف "حزب القانون" بيان نشده است. هدف و سياست ما بر اساس احترام به مرجعيت ديني است.

از سوي ديگر برخي از نمايندگان پارلمان عراق در اظهارات جداگانه اي، توهين به جايگاه مرجعيت را به شدت محکوم کرده و اعلام کردند: مرجعيت ديني در عراق، نماينده همه ملت عراق است و عراق را به سمت امنيت و ثبات مي کشاند. مرجعيت پناهگاه شهروندان عراقي است.شايان ذکر است اين دو نماينده توهين کننده، طي اظهاراتي گفته بودند: مرجعيت نجف تلاش مي کند با سوء استفاده از احساسات مردم، قدرت را از دست دولت خارج کند و به کنترل خود در آورد.قابل ذکر است، اين اظهارات توهين آميز در حالي مطرح شده که حضرت آيت الله سيد "علي سيستاني" و ديگر مراجع تقليد نجف هيچگاه در مسائل سياسي داخلي و خارجي عراق دخالت نکرده بلکه در برخي موارد با اعلام موضع و نظر خود، نقش توصيه کننده را ايفا کرده اند.

«اسطوره منغ»، مقاومت یکصد سرباز سوری مقابل ده هزار تروریست مسلح

به گزارش مشرق به نقل از فارس، روز گذشته منابع خبری از ورود هزاران عنصر مسلح وابسته به «امارت اسلامی عراق و شام» و گروه «جبهه النصره» که از گروه‌های وابسته به سازمان تروریستی «القاعده» هستند، به فرودگاه نظامی «منغ» خبر دادند که در مسیر «حلب – اعزاز» در شمال شهر «حلب» قرار دارد و تنها چند کیلومتر با مرزهای ترکیه فاصله ندارد.

این فرودگاه نظامی که هم اکنون به دلیل مقاومت در برابر 43 حمله و هجوم ده‌ها تروریست مسلح به اسطوره مقاومت در کشور سوریه تبدیل شده، تنها 40 کیلومتر با مرکز شهر «حلب» که تا پیش از بحران سوریه پایتخت اقتصادی سوریه شمرده می‌شد، فاصله ندارد.

    محاصره فرودگاه «منغ» از سپتامبر سال گذشته میلادی آغاز شد و این فرودگاه به این جهت برای گروه‌های مسلح حائز اهمیت بود، چون این گروه‌ها تلاش داشتند، آن را به مقر عناصر خود تبدیل کنند. علاوه بر اینکه این فرودگاه نظامی دارای موقعیت استراتژیک مهمی نیز بود، به گونه‌ای که از جنوب شرقی به شهر «تل رفعت» محدود می‌شود که کنترل آن را گروه‌های مسلح وابسته به «جبهه النصره» در دست دارند.

همچنین فرودگاه نظامی منغ از شرق به روستای «منغ» و از شمال به شهرهای «اعزاز» و «عین دقنه» و از جنوب به روستای «دیر جمال» و از غرب به  روستای «العلقمیه» منتهی می‌شود که از جمله مناطق تحت تصرف و دژهای مستحکم گروه «جبهه النصره» و دیگر گروه‌های سلفی جهادی به شمار می‌آید.

  شمار نظامیان ارتش سوریه که مسئولیت محافظت و حمایت از این فرودگاه نظامی را برعهده داشتند، بیش از صد سرباز نبود که در نقاط مختلف فرودگاه و مهمترین محورهای نفوذی آن پراکنده و مستقر شده بودند، آن هم در زمانی‌که شمار عناصر مسلح برای حمله به آن به بیش از ده‌ها هزار نفر می‌رسید و در میان آنها عناصر مسلحی با تابعیت‌های مختلف و مجهز به انواع سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین و سبک می‌رسید و از زمان محاصره فرودگاه تا تصرف آن روزی نمی‌گذشت که حمله‌ای علیه آن صورت نگرفته باشد.

فرمانده نظامی فرودگاه که در نبرد اخیر به دست گروه‌های مسلح کشته شد، بارها تاکید کرده بود که گروه‌های مسلح در محاصره این فرودگاه از انواع سلاح‌ها و خودروهای بمبگذاری شده استفاده کردند تا شاید به این طریق پس از محاصره، پیشروی خود به سمت فرودگاه و تصرف آن را محقق کنند.

 

وی توضیح داده بود که برخی از گروه‌های مسلح پیشروی‌هایی را محقق کرده و بر برخی از نقاط فرودگاه تسلط پیدا کرده بودند، به همین منظور وی به همراه گروهش اقدام به تقویت استحکامات خود و مقابله روزانه با گروه‌های مسلح کرده بودند و در تمام طول این پدافند هوایی ارتش سوریه همواره از فرودگاه حمایت و با هدف قرار دادن گروه‌های مسلح پیشروی آنها را کُند و در مواردی مختل می‌کرد.

اطلاعات موجود تاکید می‌کند: یک صد سرباز سوری حدود یک سال در برابر حملات ده هزار فرد مسلح ایستادگی و مقاومت کردند و بیش از 4 هزار نفر از آنها را به قتل رسانده و زخمی کردند و «معجزه فرودگاه منغ» بنا به توصیف رسانه‌ها و اندیشکده‌های نظامی در این امر نهفته است. اینکه چگونه افسران ترک و رژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس مستقر در دفتر عملیات مرزهای ترکیه با وجود تمام تلاش‌ها و نقشه‌های ریخته شده نتوانسته‌اند، برای قریب به یک سال این فرودگاه نظامی را که مساحتی بالغ بر 2.5 کیلومتر مربع بیشتر نداشت، به تصر ف خود در آورد.چهار روز اول ماه اوت (ماه جاری) شاهد حملات رایج و معمول گروه‌های مسلحی بود که طی یک سال اخیر بارها دست به چنین حملات مشابهی زده بودند. تا اینکه روز دوشنبه (گذشته) از راه رسید. صبح این روز 6 هزار فرد مسلح وابسته به گروه‌های تروریستی همچون «مهاجرین و انصار، «امارت اسلامی شام و عراق»، «لوا التوحید»، «لوا عاصفة الشمال» و «جبهه النصره» حمله‌ای تحت عنوان «نبرد سرنوشت» از تمام محورها علیه فرودگاه نظامی منغ تدارک دیدند که رهاورد آن وقوع شدیدترین و سخت‌ترین درگیری‌ها طی یک سال گذشته از اولین ساعات بامداد روز دو شنبه میان گروه‌های مسلح و یک سرباز مستقر در فرودگاه بود. در حالی‌که برای تصرف فرودگاه گروه‌های مسلح حملات موشکی سنگینی را علیه فرودگاه انجام دادند تا به دنبال آن انفجاری انتحاری به واسطه خودرو بمبگذاری شده که یکی از عناصر «امارت اسلامی عراق و شام» آن را هدایت می‌کرد، پس از برخورد با سربازان محافظ فرودگاه شماری از آنها را به قتل برساند و روزنه و شکافی برای نفوذ افراد مسلح به فرودگاه باز کند.

  اما دیگر سربازان مسئول محافظت از فرودگاه به سرعت با تغییر مکان و موقعیت خود این شکاف را که در جنوب فرودگاه ایجاد شده بود، پر کردند و پدافند هوایی ارتش سوریه نیز با وارد شدن به درگیری‌ها و انجام حملاتی علیه گروه‌های مسلح شمار زیادی از آنها را به قتل رسانده و شمار دیگری را زخمی کند. این عاملی شد تا درگیری‌ها برای مدتی کوتاه آرام گیرد و شمار زیادی از عناصر مسلح نیز از اطراف فرودگاه عقب نشینی کنند.اما در ساعت 16 گروه‌های مسلح بار دیگر حمله سخت و شدید دیگری را از تمام محورها علیه فرودگاه تدارک دیدند که با مقابله سربازان باقی مانده در منغ مواجه شدند. در این هنگام 50 سرباز مستقر در فرودگاه به کمک پدافند هوایی از فرودگاه به سمت روستای «عفرین» در ریف شمالی حلب که تسلط و کنترل کمیته‌های مردمی کردهای سوریه است، عقب نشینی کردند و تنها 5 نظامی سوری به همراه فرمانده نظامی فرودگاه، در منغ باقی مانده و بنابر اظهار مرکز اطلاع رسانی دو روستای «نبل» و «الزهرا» سرلشکر «فراس اسمندر» تا آخرین لحظه از فرودگاه در برابر گروه‌های مسلح حمایت کرد و در این نبرد به دست این گروه‌های تروریستی کشته شد.شمار دیگری از عناصر مسلح همزمان با حمله گروه‌های تروریستی به فرودگاه منغ، حملاتی را از جنوب روستای «عندان» علیه روستای در محاصره «الزهرا» انجام دادند که با مقابله و مقاومت کمیته‌های مردمی این روستا مواجه و مجبور به عقب نشینی شدند.

    همچنین اطلاعات موجود نشان می‌دهد که در یکی از مهمترین اهداف استراتژیک گروه‌های مسلح و افسران ترک هدایت کننده این گروه‌ها تسلط بر این فرودگاه جهت ایجاد منطقه ممنوعه پرواز برای نظام سوریه از ریف ادلب تا ریف حلب و از آنجا به ریف لاذقیه بود که مناطق شمالی و شمال غربی و غرب سوریه را در بر می‌گرفتهمچنین دیگر اطلاعات به دست آمده تاکید می‌کند که «فراس اسمندر» اقدام به از کار انداختن تمام سیستم‌ها و دستگاه‌های فرودگاه کرد که ممکن بود، پس از تصرف فرودگاه از سوی افراد مسلح مورد استفاده قرار گیرد.در جریان این حمله نظامی یک منبع نظامی ارتش سوریه تاکید کرد که ایستادگی و مقاومت فرودگاه منغ اسطوره‌ای بزرگ در طول بحران دو سال و نیمه سوریه به شمار می‌آید، به ویژه آنکه این فرودگاه از چهار طرف در محاصره گروه‌های مسلح بود.

 

 

 این منبع در ادامه می‌افزاید که بدون تردید گروه‌های مسلح از تصرف این فرودگاه چیزی عایدشان نخواهد شد، جز اینکه به این وسیله روحیه خود را بالا ببرند، دقیقا بسان آنچه در فرودگاه «الضبعه» حمص در مرکز سوریه رخ داد. فرودگاه نظامی منغ فرودگاهی مختص استفاده از بالگردهای نظامی است.

گرجستان ورود بدون ویزای ایرانیان را به این کشور ممنوع کرد

به گزارش «تابناک»، گرجستان اعلام کرده به واسطه نگرانی از اینکه ممکن است تهران از روابط تجاری با این کشور جهت دور زدن تحریم های غرب علیه خود استفاده کند، اقدام به بازنگری در قرارداد سفر بدون نیاز به ویزا میان دو کشور کرده است.«ایراکلی وکوئا»، سخنگوی وزارت خارجه گرجستان در این زمینه به خبرگزاری فرانسه گفته: «گرجستان به طور یکجانبه اقدام به لغو مقررات سفر بدون نیاز به ویزا با ایران کرده است».وی گفته بر اساس این تصمیم که از تاریخ اول ژوئیه اجرایی شده، شهروندان ایرانی باید برای ورود به گرجستان ویزا دریافت کنند. با این حال، وی از بیان توضیحات بیشتر درباره این تصمیم و دلایل اتخاذ آن خودداری کرده است.گرجستان و ایران در سال 2010 برای لغو مقررات ویزا میان خود به توافق رسیدند. اقدامی که سبب شد شمار زیادی از ایرانیان به طور پیوسته به این کشور سفر کرده و تجارت میان دو کشور نیز از رونق قابل توجهی برخوردار شود.

تحلیلگران در آن زمان چنین اظهار داشتند که «میخائیل ساکاشویلی»، رئیس جمهور غرب گرای گرجستان، روابط خود را با ایران توسعه داده تا از این طریق، در روابط خود با روسیه – که در آن زمان دشمن اصلی این کشور به شمار می رفت – توازن ایجاد نماید. از سوی دیگر، در آن زمان توجه دولت اوباما به گرجستان نسبت به قبل کاهش یافته بود.اما در پی برگزاری انتخابات پارلمانی ماه اکتبر سال گذشته که به پیروزی ائتلاف مخالف ساکاشویلی به رهبری «بیدزینا ایوانشویلی» انجامید، رئیس جمهور گرجستان قدرت اجرایی خود را در عمل از دست داده و از تا پایان دوره ریاست جمهوری خود در سال جاری، از نفوذ واقعی در عرصه سیاسی این کشور برخوردار نیست.ایوانشویلی که اکنون به عنوان نخست وزیر گرجستان فعالیت می کند، روابط گرجستان با روسیه را بار دیگر توسعه داده و در عین حال، از تحکیم روابط این کشور با آمریکا نیز غافل نبوده است.«وال استریت ژورنال» حدود یک ماه پیش گزارش داد که در ماه های اخیر، دو هئیت وابسته به وزارت خزانه داری آمریکا به گرجستان سفر کردند تا درباره نگرانی های موجود راجع به تلاش ایران برای دور زدن تحریم ها با استفاده از روابط تجاری خود با گرجستان، با مقامات این کشور گفت و گو کنند.

در آن زمان، «تئا تسولوکیانی»، وزیر دادگستری گرجستان به مقامات آمریکایی پاسخ داد که این کشور، کنترل دقیقی بر فعالیت های تجاری ایرانی ها در خاک گرجستان دارد؛ اما به هر حال این موضوع را مورد بررسی قرار می دهد.به هر حال، دولت گرجستان اکنون در شرایطی اقدام به لغو مقررات سفر بدون ویزا با ایران می کند که یک هفته پیش نیز حساب بانکی 150 ایرانی را در این کشور مسدود نمود. به این ترتیب، به نظر می رسد این دولت با عزمی جدی درصدد است خود را با سیاست های تحریمی غرب علیه ایران همسو کرده و احتمالاً به این واسطه، امتیازاتی را از غرب و به ویژه آمریکا کسب کند.

دست خودشان نیست: خانوادگی قدرت را دوست دارند

هاشمی رفسنجانی

مجادله رسایی و لاریجانی درباره گزارش حادثه 22 بهمن قم

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده تهران در جلسه علنی امروز خانه ملت در تذکری آئین‌نامه‌ای اظهار داشت: امروز صبح بنده تذکری دادم و گفتم بعد از حادثه 22 بهمن قم مصاحبه کردم و اتفاقات رخ داده را محکوم کردم. گفتم مردم قم و کسانی که این کار را انجام دادند، اشتباه کردند.در بیانات مقام معظم رهبری اشتباهات مردم، پنجمین اشتباه بود چرا که رهبر انقلاب فرمودند اولین اشتباه مربوط به استیضاح کنندگان بود، اشتباه دوم کار آقای احمدی‌نژاد بود، اشتباه سوم را برخی از نمایندگان مرتکب شدند که به رئیس جمهور توهین کردند و اشتباه چهارم را هم گفتند که شما (لاریجانی) قدری زیاده‌روی کردید.

رسایی با بیان اینکه مجلس موضوع حادثه 22 بهمن قم را پیگیری کرد، به بیان جملاتی از مقام معظم رهبری پرداخت و گفت: رهبر انقلاب خطاب به هیئت رئیسه یک موضوعی را فرمودند که «شما می‌توانید به رئیس‌جمهور تذکر دهید، سؤال کنید، استیضاح کنید ولی به هیچ وجه نمی‌توانید به او توهین کنید، نمی‌توانید به هیچکس توهین کنید به خصوص به رئیس جمهور چون رئیس‌جمهور یک مقام محترم است»شما (لاریجانی) این کمیته را درست کردید چون به رئیس یک قوه اهانت شده بود، و این کار خیلی خوبی است.

لاریجانی در پاسخ به رسایی گفت: من نگفتم به رئیس قوه اهانت شده بلکه گفتم به حرم حضرت معصومه (س) اهانت شده است، توهین همه جا اشکال دارد، آقای رئیس‌جمهور در صحن علنی به مجلس توهین کردند، اشکال ما دقیقا همین است.یک عده‌ای وقتی به مجلس توهین می‌کنند، هیچ مشکلی ندارند و از مجلس دفاع نمی‌کنند، انگار فقط باید رئیس‌ مجلس از مجلس دفاع کند، شما هم نماینده همین مجلس هستید، چرا از مجلس دفاع نمی‌کنید.شما اگر یک بار در دوران 8 ساله آقای احمدی‌نژاد جلوی این اقدامات ایستادگی می‌کردید چنین اتفاقاتی در کشور رخ نمی‌داد و این وضع پیش نمی‌آمد.

در ادامه، مجددا حمید رسایی خواستار بیان تذکر با استناد به ماده 79 آئین‌نامه داخلی بود که لاریجانی خطاب به او گفت شاید شما بخواهید تا صبح تذکر دهید، ما که نمی‌توانیم همه را استماع کنیم، چقدر می‌خواهید تذکر دهید؟

لاریجانی اضافه کرد: آقای رسایی! اگر انصاف به خرج می‌دادید، حرمت کمیسیون را رعایت می‌کردید، این همه موضوع ادامه و کش پیدا نمی‌کرد، شما آمدید مطالبی گفتید که با واکنش نمایندگان مواجه شد، شما مدام شعار ندهید.یک واقعه‌ای در قم رخ داد، در این واقعه باید شما درست عمل می‌کردید، کمیسیون زحمت کشیده است، کمیسیون یک مرجع حقوقی است و مانند قوه قضائیه که درباره موضوعات مختلف نظر می‌دهد کمیسیون هم می‌تواند نظرش را اعلام کند.چطور وقتی در مورد فتنه 88 کمیسیون نظر داد، شما اجازه به کسی نمی‌دادید؟ چطور وقتی راجع به تخلف 3 هزار میلیاردی کمیسیون نظر داد، کسی حرفی نمی‌زد ولی یک دفعه در اینجا شروع به صحبت کردن و تخریب کمیسیون کردید.

لاریجانی با بیان اینکه شما (رسایی) همواره از دولت دفاع می‌کردید و متأسفم از اینکه حالا طلبکار هستید، در واکنش به اقدام رسایی که پشت تریبون پایین جایگاه هیئت رئیسه با صدای بلند با لاریجانی صحبت می‌کرد، گفت: همین کاری که شما انجام می‌دهید، خلاف قانون است. آقای رسایی تکلیف شما روشن است، هر جا که به نفع‌تان نیست شروع به شعار دادن می‌کنید.من به حال شما متأسفم که بسیاری از غائله‌هایی که رخ داده مربوط به همین گروه است که شروع می‌کنند، اگر نامی در گزارش کمیسیون قرائت می‌شد، متوجه می‌شدید، اگر پرونده شماها مورد رسیدگی قرار گیرد، مطلب روشن می‌شود، شما بیشتر از بقیه به دیگران توهین کردید.

سرنگونی شیء عجیب پرنده در سوریه

به گزارش فارس، پدافند ارتش سوریه به محض دریافت گزارش‌هایی مبنی بر مشاهده یک شیء عجیب در آسمان بانیاس، آتش خود را به سوی آن گشوده و آن را سرنگون کردند.این گزارش حاکی است که این ماهیت این شیء عجیب تا این لحظه شناسایی نشده است. پدافند ارتش سوریه پیش از این نیز موفق به سرنگونی یک بالن در آسمان بانیاس شده بود.

از طرف دیگر یگان‌هایی از ارتش سوریه، سه مقر تجمع افراد مسلح جبهه النصره را در نزدیکی ساختمان رادیو، شهرک صنعتی و در مجاورت مسجد «الزاویه» در شهر «سراقب» در حومه ادلب هدف قرار دادند. چندین تن از افراد مسلح در این عملیات کشته و یا زخمی شدند. سه شهروند تونسی در میان کشته شدگان شناسایی شدند.یکی دیگر از یگان‌های ارتش سوریه، با هدف قرار دادن کاروانی از خودروهای وابسته به افراد مسلح در جنوب غرب منطقه «تل سلمو»، همه اسلحه، مهمات و سرنشینان آن خودروها را با خاک یکسان کرد.

آنها هنوز به فکر انتقام از ما هستند

به گزارش ابنا ، با گذشت سه روز از روز جهانی قدس امسال، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت، تصویری را منتشر کرد که در آن، گروهی از جوانان حزب الله در مقابل مقر نظامیان رژیم صهیونیستی در نزدیکی مرز لبنان، سرگرم نصب بنری هستند که روی آن جمله" نحن قادمون" نقش بسته است در این بنر، تصویری از قدس که نیروهای حزب الله به سوی آن در حرکت هستند، دیده می شود و در کنار آن، جمله "نحن قادمون" به معنی ما می آییم، به زبان های عربی و عبری نوشته شده است.

روزنامه یدیعوت آحارنوت، با تیتر "حزب الله خواهد آمد" به سران رژیم صهیونیستی هشدار داده است که آنها هنوز به فکر انتقام از اسرائیل هستند و اگر نابود نشوند، به قدس خواهند آمد.

کعبه در حلقه محاصره طرح جدید وهابی‌ها

 
اکنون این طرح با سرعت تمام درحال اجراست و در پی اجرای مرحله ی اول آن (فاز یک) بخش شمال و شمال غربی جداره مسجدالحرام از ابتدای سعی صفا و مروه تا انتهای باب الفتح تخریب شده است که به نقد آن خواهیم پرداخت.
ادامه نوشته

دکتر علی شریعتی  

ویران کننده ی تفکرات خیلی ها،اونم در آن سالها

کتب:چه باید کرد .اسلام شناسی .حسین وارث ادم .فاطمه فاطمه است ، خودسازی انقلابی .حسن ومحبوبه.کویر...

         

سودهای میلیاردی جزایر مصنوعی امارات چگونه حاصل می‌شود؟

نهایت آنکه امارات متحده عربی با ساخت جزایر مصنوعی، به منافع اقتصادی آن دست یافته و با گسترش صنعت توریسم خود از بحران مالی کنونی با خسارت کمتری عبور خواهد کرد. اما آنچه در این بین عاید کشورهای همسایه امارت خصوصا جمهوری اسلامی ایران می گردد چیزی نیست جز آلودگی زیست محیطی. اهمیت این مسئله از این نظر می باشد که شیلات جنوبی ایران به عنوانب خشی از منبع درآمدی کشور آسیب جدی خواهد دید.

ادامه نوشته

از جعل سوره سيب و صدور فتواي جهاد نكاح

هرچند به تعبير يكي از انديشمندان مصري «علماي وهابي» در حد واندازه‌هاي «طلبه‌هاي الازهر» هم سواد ندارند، به همين خاطر اساساً شايد پرداختن به چنين شخصيت‌هاي چيزي جز اتلاف وقت نباشد، اما از آنجا كه برخي از همين به اصطلاح علماء سلفي بهتر است بگوييم علماي تكفيري وهابي- در جهت آتش‌افروزي ميان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شيعه و سني و اعلام جهاد عليه مقاومت در راستاي نقشه‌هاي شوم دشمنان امت اسلامي گام برمي‌دارند، لازم است كه براي آگاه نمودن اذهان به صورت اجمالي با سابقه، تحصيلات، مواضع و رفتارهاي يكي از همين شيوخ به نام «محمد العريفي» آشنا شويم.

ادامه نوشته

عکس احمدی‌نژادی که ۸۴ آمد و ۹۲ رفت

13756234281 عکس احمدی‌نژادی که 84 آمد و 92 رفت

مراسم افطاری اسما اسد

اسما اسد، همسر رئیس جمهور سوریه همزمان با شب های پایانی ماه مبارک رمضان با حضور در میان فقرای سوری به تهیه و توزیع غذا در میان آنان پرداخت.

وزیر آمریکایی

به گزارش مهر، ماجرای جالب گذراندن سربازی در سازمان ملل، در زندگی نامه دکتر محمد جواد ظریف آمده است. ظریف که با پیشنهاد دکتر روحانی به عنوان نفر اول دیپلماسی خارجی کابینه یازدهم معرفی شده است، بسیاری از سالهای عمر خود را در امریکا گذرانده است.

 در زندگی نامه ای که از وزیر پیشنهادی امور خارجه معرفی شده،این طور آمده است:«محمد‌جواد ظریف متولد تهران،تحصیلات دوران دبستان و دبیرستان خود را در مدرسه علوی گذراند. او  در سال 1355 و پیش از دوران دانشگاهش به امریكا سفر كرد و در دانشگاه سانفرانسیسكو و دنور تا مدرك دكترا تحصیل كرد. ظریف از 22 سالگی و در سال 1982 به نمایندگی ایران در سازمان ملل رفت و سربازی‌اش را به‌عنوان كارمند محلی دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل گذراند.»وزیر پیشنهادی 55 ساله  برای وزارت امور خارجه، در سال 1988 همزمان با دریافت مدرك دكترای حقوق بین‌الملل به تهران فراخوانده شد و با كناره‌گیری جواد لاریجانی از معاونت بین‌الملل وزارت امور‌خارجه، مشاور وزیر در امور بین‌الملل شد و یك سال بعد به نیویورك بازگشت تا معاون نمایندگی ایران در سازمان ملل شود. او در آخرین دور وزارت علی‌اكبر ولایتی به معاونت بین‌الملل وزارت امورخارجه رفت و 10 سال این معاونت را برعهده داشت. او سپس دوباره به نیویورك بازگشت و این‌بار ظریف نماینده و سفیر ایران در سازمان ملل بود. وی پس از این در مركز تحقیقات استراتژیك كه روحانی ریاست آن را بر عهده داشت، فعال بوده است.
 
رفت و آمد ظریف در امریکا و فعالیت های او در نیویورکف آن قدر زیاد بوده که روزنامه «هرالدتریبون» در مقاله‌ای به قلم «وارن هوگ» این طور درباره این حضور فعال او نوشته است: «محمد جواد ظریف به اندازه‌ای در دانشگاه‌ها، محافل عمومی‌ سیاسی و اجتماعی حضور پیدا می‌کند که لیزا اندرسون، رئیس دانشکده امور بین‌الملل دانشگاه کلمبیا از وی پرسیده است که آیا قصد شرکت در رقابت‌های انتخاباتی آمریکا را دارد؟‌»

این زنگنه مگر همان زنگنه نیست؟ "قرارداد کرسنت"

زنگنه به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شد و این در حالی است که زنگنه دارای سوابق تخلفات بزرگ اقتصادی و سیاسی است. وی ضمن اینکه یکی از نقش‌آفرینان فتنه و آشوب سال 88 در مرکزیت ستاد موسوی بود، یکی از عوامل و متهمان اصلی امضای قرارداد خائنانه فروش گاز به امارات (شرکت کرسنت) است. این قرارداد 25 ساله به واسطه دلالی و رشوه‌های کلان برخی دلالان، 14 برابر زیر قیمت امضا شد و موجب اعتراض گسترده کارشناسان اقتصادی و نفتی شد.

ادامه نوشته

گزارشی از دبی(ملخ‌آباد چگونه "دبی" شد)

دبی تا قبل از سال ۱۸۳۳ میلادی دهکده‌ای از توابع مشایخ ابوظبی بود، در سال ۱۸۳۳ شیخ مکتوم بن بطی آل مکتوم به همراه ۸۰۰ نفر از خویشاوندان و وابستگان و همراهان خود، از امارت ابوظبی به این دهکده کوچ کردند و از آن تاریخ دوران حکمرانی قبیله آل مکتوم و تأسیس شیخ‌نشین دبی آغاز شد. پیش از این تاریخ، دبی یک روستای کوچک بیش نبود و هیچ امتیازی نسبت به سایر روستاهای اطراف خود نداشت. احمد محمد عبید شاعر و محقق عرب می‌گوید که ریشه کلمه دبی، "دَبا" است  و منظور از دبا نوعی "ملخ" بوده‌است. در حال حاضر، دبی پایتخت تجارتی امارات به شمار می‌آید. این شهر در کنار شهر دیره، بنادر مهمی برای تولیدکنندگان غربی محسوب می شود. این شهر، اهمیتش را به عنوان یک مسیر تجاری در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به دست آورد. شهر دبی تجارت آزاد طلا دارد و بندر "جبل علی" در دهه ۱۹۷۰ ساخته شده و بزرگ‌ترین بندر دست‌ساز بشر در جهان است. اما دبی به صورت فزاینده‌ای در حال پیشرفت به عنوان مرکزی برای صنایع خدماتی از قبیل فناوری اطلاعات و سرمایه گذاری می‌باشد.

ادامه نوشته

كابينه اعتدال مايل به اصلاحات

روزنامه اعتماد در گزارشی به آرایش سیاسی کابینه یازدهم پرداخت: حسن روحاني، رييس‌جمهور وعده داده بود دولت راستگويان و درستكاران تشكيل مي‌دهد و براي اين موضوع روز گذشته ليست مورد نظر خود را به علي لاريجاني داد تا توسط يكي از اعضاي هيات رييسه قرائت شود. ليست وزرا تركيبي از اصولگرايان و اصلاح‌طلبان است. البته نام‌هايي نيز هستند كه نمي‌توان آنها را اصولگرا ناميد اما در طول دوران مسووليت خود برچسب اصلاح‌طلبي نيز نداشته‌اند. با اين حال حضور افراد كابينه روحاني در دولت‌هاي قبل مي‌تواند وزن اصلاح‌طلبان و اصولگرايان را به خوبي روشن كند.

بيژن نامدار زنگنه، محمود حجتي و محمد علي نجفي و جعفر ميلي منفرد، چهار وزير كليدي وزارتخانه‌هاي نفت، جهاد كشاورزي، آموزش و پرورش و علوم، تحقيقات و فناوري هستند كه هر چهار نفر در كابينه سيد محمد خاتمي حضور داشتند. علي ربيعي، وزير پيشنهادي كار، رفاه و امور اجتماعي نيز مشاور سيد محمد خاتمي بود كه نقش برجسته‌يي در ريشه كن كردن غده چركين در قتل‌هاي زنجيره‌يي داشت. محمدجواد ظريف، وزير پيشنهادي امور خارجه نيز با سابقه رياست دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل و هدايت تيم مذاكره‌كننده هسته‌يي در دوران خاتمي در رديف اصلاح‌طلبان كابينه مي‌گنجد كه با اين حساب اين شش نفر را مي‌توان اصلاح‌طلب‌ترين اعضاي كابينه دانست. چيت چيان، واعظي و نعمت‌زاده وزراي پيشنهادي وزارتخانه‌هاي نيرو، ارتباطات و صنعت نيز در دولت سيدمحمد خاتمي در سمت معاون وزير به فعاليت مشغول بودند كه با اين حساب عملا آنها را نيز مي‌توان اصلاح‌طلب ناميد. طيب‌نيا، وزير پيشنهادي امور اقتصادي نيز با عضويت در شوراي پول و اعتبار در دولت خاتمي و عضويت در شوراي پژوهشي نهاد رياست‌جمهوري در همان دوران هم يكي از اعضاي كابينه است كه قرابتي با اصولگرايان ندارد.

هاشمي، وزير پيشنهادي بهداشت نيز تنها سابقه مشاور وزير بهداشت دولت اول خاتمي را در كارنامه دارد كه مي‌توان او را يك فرد مستقل ناميد. اما از كابينه هاشمي‌رفسنجاني هم در دولت روحاني حضور خواهند داشت كه اگرچه اصلاح‌طلب هستند اما به واسطه پيشينه شان مي‌توان آنها را اعتدالگرا ناميد. البته در اين فهرست تنها دو نام عباس آخوندي و نعمت‌زاده ديده مي‌شود كه اولي وزير مسكن دولت دوم هاشمي بود و دومي وزير صنايع. با اين حال نعمت‌زاده در سال‌هاي بعد با نزديكي به اصلاح‌طلبان و معاونت زنگنه در وزارت نفت دولت اصلاحات . چهره‌يي به مراتب اصلاح‌طلب‌تر دارد رحماني فضلي، مصطفي پورمحمدي، حسين دهقان و سيد محمود علوي وزراي پيشنهادي كشور، دادگستري، دفاع و اطلاعات نيز به عنوان اصولگرايان كابينه دولت تدبير و اميد شناخته مي‌شوند.

اسامی وزرای پیشنهادی دولت یازدهم

به گزارش خانه ملت، علی لاریجانی در پایان سخنان رئیس جمهور در مراسم تحلیف، گفت: از سخنان جامع ایشان استفاده کردیم و از اینکه به موضوعات مهمی پرداختند تشکر می کنیم، ایشان به مدت 2 هفته فرصت داشتند که اسامی کابینه خود را اعلام کنند و ما زرنگی ایشان را که امروز و در این مراسم اسامی کابینه خود را اعلام کردند به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم با همین سرعت انشاالله کارهای دیگر کشور را سامان دهد نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، افزود: اجازه می‌خواهم نامه آقای رئیس جمهور برای معرفی اعضای هیات دولت به مجلس قرائت و اعلام وصول شود و به شرح زیر قرائت کرد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر علی لاریجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

احتراما در راستای اجرای اصل ۱۳۳ قانون اساسی و همچنین ماده ۱۸۸ آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی به پیوست اسامی وزرای پیشنهادی را به همراه شرح حال آیین‌نامه‌ای آنان و همچنین خط و مشی و اصول کلی و برنامه دولت به نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌دارد.حسن روحانی

وزارت امور اقتصادی و دارایی: علی طیب‌نیا

وزارت اطلاعات: سید محمود علوی

وزارت امور خارجه: ظریف

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: محمود واعظی

وزارت آموزش و پرورش: محمدعلی نجفی

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: حسن هاشمی

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی: علی ربیعی

وزارت جهاد کشاورزی: محمود حجتی

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح: حسین دهقان

وزارت دادگستری: مصطفی پورمحمدی

وزارت راه و شهرسازی: آخوندی

وزارت صنعت، معدن و تجارت: محمدرضا نعمت‌زاده

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری: نیلی منفرد

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: جنتی  

وزارت کشور: عبدالرضا رحمانی فضلی

وزارت نفت: بیژن زنگنه

وزارت نیرو: حمید چیت‌چیان

وزارت ورزش و جوانان: مسعود سلطانی‌فر

هاشمی به سولانا چه گفت؟

به گزارش ایسنا، هاشمی رفسنجانی در دیدار خاویار سولانا نیز با مثبت ارزیابی کردن دوره کاری وی در اتحادیه اروپا، گفت: نباید بگذاریم فضای 8 سال گذشته بین ایران و بعضی از کشورها، بر ادامه فعالیت‌ها نیز سایه اندازد، چون دوره جدیدی از سیاست خارجی و تعامل با دنیا براساس احترام و اعتماد متقابل آغاز شده است رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شفافیت در بیان مواضع را در عالم سیاست مهم خواند و گفت: حضور میهمانان خارجی در مراسم تحلیف دکتر روحانی نقطه آغازی برای حرکت در مسیر جدید است و باید برای تعمیق اعتماد تلاش کرد وی با انتقاد از دوگانگی برخوردهای سیاسی آمریکا نسبت به ایران، گفت: درست است که روابط با مذاکرات آغاز می‌شود، اما دوگانگی برخورد دولت و پارلمان آمریکا شبهه‌ناک است و نشانه‌های خوبی در بین مردم ایران ندارد.

هاشمی رفسنجانی برخورد عقلانی با همه مسائل سیاسی را راهکار انسانی برای برون‌رفت از مشکلات دانست و تأکید کرد: سایه تهدید و تحریم همیشه بر مذاکرات سنگینی می‌کند و باید در محیط آرام و احساس آرامش کامل، به سوی رفع کدورت‌ها حرکت کرد سولانا نیز با تأکید بر آشنایی خویش با دکتر روحانی و سیاست‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، اظهار امیدواری کرد که غرب و آمریکا با مردم ایران در جهت بهتر کردن روابط خویش با جهان هماهنگ باشند وی نتیجه انتخابات در ایران را برای غرب معنادار خواند و گفت: حق ایرانیان است که در تعامل با جهان به جایگاه تاریخی، تمدنی و فرهنگی خود برسند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در دیدار رئیس جمهور کره، با اشاره به سوابق همکاری دو کشور در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: همیشه مسئولان دو کشور براساس خواست قلبی دو ملت بر توسعه روابط تأکید داشتند و امیدوارم در دوره جدید این همکاری‌ها بیشتر و عمیق تر شود.

هاشمی رفسنجانی با بیان خاطراتی از سفر خود به کره شمالی و دیدار با رهبر فقید این کشور و بازدید از مراکز تاریخی و نظامی گفت: رهبر جوان شما هم می‌تواند در جهت همدلی بیشتر مردم دو کره گام بردارد کیم یونگ‌نام نیز در این دیدار، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را معمار و پایه‌گذار روابط دو کشور ایران و کره شمالی خواند و با ابلاغ سلام رهبر جدید و مردم کره گفت: از سفر تاریخی شما تاکنون مسئولان دو کشور همیشه با هم ارتباط دارند وی با ارائه گزارشی از اوضاع داخلی و فعالیت‌های هسته‌ای کشور متبوع خویش گفت: ایران و کره شمالی به جهانیان یاد داده‌اند که نباید در مقابل تهدید دشمنان کوتاه آمد.

رهبر معظم انقلاب حکم ریاست جمهوری روحانی را تنفیذ کردند

فلسفه سوگند و تحلیف رئیس جمهور

به گزارش مهر،امروز مراسم تنفیذ و فردا مراسم تحلیف هفتمین رئیس جمهور ایران برگزار می شود و دکتر حسن روحانی برای چهار سال رییس جمهوری اسلامی ایران خواهد شد. در گفت‌و‌گویی با دکتر عماد افروغ به بررسی فلسفه تنفیذ و تحلیف در جمهوری اسلامی پرداختیم که اکنون از نظر شما می‌گذرد.

*فلسفه تنفیذ رئیس جمهوری در نظام سیاسی ما چیست؟

فلسفه تنفیذ ریاست جمهوری در نظام ما خیلی روشن است و در واقع معرف و مؤید فلسفه سیاسی مردم‌ سالاری دینی است، چون همان گونه که بارها گفته شده است مردم‌ سالاری دینی، فلسفه سیاسی نوظهوری در پاسخ به سؤال کهن مشروعیت یا قانونیت یا "از چه کسی باید اطاعت کرد" است پاسخ مردم سالاری دینی این است از کسی که هم مورد قبول و رضایت مردم باشد و هم به لحاظ شرعی، ویژگی‌های لازم را داشته باشد، یعنی جمع حقانیت و مقبولیت، جمع شرعیت و رضایت یا مقبولیت، باید اطاعت کرد. مردم پای صندوقهای رأی می روند و فردی را انتخاب می کنند این وجه مقبولیت مردم‌ سالاری دینی است. بحث این است که هم باید وجه مقبولیت افراد و هم وجه شرعیت افراد احراز شود و مورد تأیید قرار گیرد البته این وجه مقبولیت و شرعیت هم در وجه انضمامی آن، حالت دیالکتیک دارد نباید به صورت ایستا به آن نگاه کرد.

به هر حال وجه دیالکتیک به معنای اختلاط و خلط این دو با یکدیگر نیست. مقبولیت عمدتا از طریق انتخابات و وجه حقانیت در سطح ریاست جمهوری از طریق تنفیذ به دست می آید، یعنی مردم انتخاب می کنند و با تنفیذ جمع و در مورد ریاست جمهوری، معرفی می‌شود. با توجه به اینکه علی القاعده وزن حقانیت نسبت به وزن مقبولیت در شرایطی که تعارضی بین این دو پیش بیاید سنگین تر است، به نظر می رسد که حَسَب وزن بیشتر، تا تنفیذ رأی و انتخاب مردم توسط رهبری صورت نگیرد فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی کاملا محقق نمی‌شود یعنی مشروعیت حاصل نمی‌شود. بنابراین ضمن اینکه گفتیم مشروعیت صرفا به معنای شرعیت نیست هم به معنای شرعیت است و هم مقبولیت، با تنفیذ هم مقبولیت حاصل می شود و هم شرعیت و حَسَب جایگاهی که شرعیت نسبت به مقبولیت دارد، به نظر می رسد حرف آخر را باید تنفیذ رهبری بزند.

*پس فرق بین تنفیذ و نصب این است که نصب، مقبولیت را ندارد!

بله! اگر این گونه نبود، دیگر نیازی به انتخابات نبود و رهبری می توانست کسی را نصب کند اما در این صورت، حالت مقبولیت زیر سؤال می‌رفت. وجه مقبولیت در نظام سیاسی ما عین وجه مقبولیتی که در همه دنیا وجود دارد طبق فرآیند دموکراتیک صورت می گیرد. اما به هر حال باید مهر تأییدی بر این انتخاب گذاشته شود؛ حسب اینکه قرار است مردم سالاری دینی ما جهت‌دار و دینی باشد. وقتی پای دین به وسط می آید در تنفیذ ریاست جمهوری پای مقام دینی خاص در نظام جمهوری اسلامی ایران که ولی فقیه باشد به میان می آید که البته ولی فقیه هم باز خودش انتخاب شده است، یعنی رابطه را نباید ایستا و خشک ببینیم بلکه باید یک رابطه دیالکتیک ببینیم. ولی فقیه هم در جای دیگری و در مرتبت دیگری، خودش مشمول دو اصل حقانیت و مقبولیت بوده است یعنی حقانیت او به صفات و ویژگی‌هایی بر می‌گردد که برای فقیه و ولی فقیه ذکر می شود. مقبولیتش هم به انتخاب مردم بر می گردد یعنی در یک سطح و لایه دیگری این مقبولیت و حقانیت را داریم. من فکر می کنم این حقانیت و مقبولیت که با هم مشروعیت نظام را تشکیل می دهند در سطوح و لایه ها و رده های مختلف قابل مشاهده است.

*با توجه به اینکه عمل فقط در کشور ما وجود دارد و شاید در کشورهای غربی و اسلامی دیگر وجود نداشته باشد، چه آثار و برکاتی را برای نظام ما خواهد داشت؟

به هر حال راهی برای وجه شرعی و حقانیت جمهوری اسلامی ایران است. ما یک نظام دینی هستیم، به رغم اینکه شکل دموکراسی و جمهوری را پذیرفتیم اما شکل جمهوری را بدون جهت و محتوایش نمی‌خواهیم. ما جمهوری را با جهت و محتوای اسلامی می‌خواهیم. تنفیذ ضمانت‌بخش وجه دینی و اسلامی است، چون همه کشورها می توانند از شکل جمهوری و یا دموکراسی استفاده کنند. در بسیاری از کشورها تا حدودی از این روش و دموکراسی استفاده می شود. دموکراسی یک شکل عام است و حداقل از این منظر یک کار صرفا معطوف به روش است. اما جهتش را از جای دیگری می گیرد. این همان صحبت امام است که فرمودند جمهوری، شکل و اسلام محتوا را تعیین می کند. اینجا بحث جهت و محتواست. از آنجایی که قرار است کشور ما به صورت اسلامی اداره شود اما به این معنا نیست که رأی به مردم تحمیل شود یا مردم خواستار حکومت اسلامی نباشند. اینکه اسلامیت نظام به چه چیزی بر می گردد، بحث مفصلی است. به این بر می گردد که قواعد و آموزه های اسلامی در وجه معارف و اخلاقیات، احکام و ... لحاظ شود.

*فلسفه تحلیف و سوگند مقامات به ویژه ریاست جمهوری که در نظامهای غربی و اسلامی به شکل‌های مختلف وجود دارد چیست؟

تحلیف، سوگند است. بحثی است که رئیس جمهور در چارچوب قوانین مصوب سوگند یاد می کند که در این چارچوب عمل کند، مثلا از اعمال اراده شخصی پرهیز کند و از دور زدن قانون اجتناب بورزد. یا از اینکه خدای نکرده تفسیر غلط از قانون اساسی کند اجتناب بورزد یعنی هم قانون را دور نزند و رأی شخصی خود را اعمال نکند و همچنین قوانینی مغایر با قانون اساسی کشور را لحاظ نکند. در واقع در چارچوب قواعد و مقررات و قوانین مصرح عمل کند. هم به شکل قانون پایبند باشد و بالاتر از آن به محتوای قانون عمل کند.

به طور ویژه روح تحلیف وفاداری به اصل تفکیک قواست، یعنی رئیس قوه مجریه باید بداند که مجری مصوباتی است که در جای دیگر تصویب می شود و این طور نیست که خودش قانونگذار مستقلی باشد و منویات خود را هم تصویب کند و هم به اجرا بگذارد یعنی رئیس جمهور باید بداند که اصل تفکیک قوا وجود دارد. البته رئیس جمهور می تواند در تصویب قوانین لایحه بدهد و بحثها و گفتگوهای خودش را داشته باشد اما باید بداند که مقام اجرا، مقام اجراست در جمهوری اسلامی، تحلیف باید مضاعف باشد. (به لحاظ تاریخی عرض می‌کنم) متأسفانه در تاریخ ما هنوز به جایی نرسیدیم که به تفکیک قوا عملا پایبند باشیم، یعنی هنوز رئیس قوه مجریه در رأس است، در حالی که قرار است قوه مقننه در رأس باشد. ما هنوز واقعا با حالتی که قوه مقننه در رأس قوا باشد فاصله داریم. شعار داده می‌شود اما به نظرم هیچ گاه مجلس در رأس نبوده، باور کنید اگر مجلس در رأس باشد که خود مجلس هم عوض می شود. مجلس هم شکل دیگری پیدا می کند و نمایندگان دیگری را خواهد داشت و معرف‌تر خواهد بود.

اگر می بینیم مجلس تا حدودی اسیر لابی است، اگر می بینیم قوه مجریه بعضا مجلس را می بندد و به هر حال در تعیین نمایندگان دخل و تصرف می کند که در این سالها شاهدش بودیم به خاطر این است که مجلس در رأس نیست و عملا قوه مجریه در رأس است، اما اگر قوه مقننه در رأس باشد در مخیله قوه مجریه هم خطور نمی کند که خدایی نکرده بخواهد نفوذ کند، فهرست بدهد و به گونه مستقیم یا غیرمستقیم در تعیین نمایندگان دخل و تصرف کند. این ضایعه ای بود که شاهد آن بودیم، در همین سالها هم شاهدش بودیم. قوه مجریه می گفت که من هیچ دخل و تصرف و دخالتی ندارم اما عملا می دیدیم که لیست هم می داد و کمک هم می کرد که نمایندگانشان وارد مجلس شوند. این کار به خاطر این بود که مجلس در رأس نیست و کماکان قوه مجریه در رأس است، به خاطر سابقه نه چندان موجه تاریخی. اگر به این سمت حرکت کنیم که تفکیک قوا رعایت شود و مجلس در رأس باشد به نظر من سوگند معنای مضاعفی به خودش می گیرد یعنی کسی که به عنوان ریاست جمهور سوگند یاد می کند باید سوگند یاد کند که به تفکیک قوا پایبند باشد و در فرآیند شکل‌گیری قوه مقننه دخالتی نکند و کمک هم کند که مجلس در رأس باشد، چون وقتی مجلس در رأس باشد یعنی قواعد و انضباط در رأس است و کشور منضبط و قاعده‌مند اداره می‌شود؛ چیزی که آرزویش را داریم و اصلا جمهوری اسلامی آمده که حکومت قاعده‌مند و منضبط دینی، فقهی و اسلامی را عرضه کند.

عماد افروغ نویسنده، جامعه‌شناس و نمایندهٔ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دورهٔ هفتم و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود. نظریه نقد درون گفتمانی را او ابداع کرد و بعدها به گفتمانی غالب تبدیل شد. افروغ در آخرین اظهارات خود می گوید در امر اجتماعی به عقلانیت انتقادی معتقد شده است. نظریات او درباره انقلاب اسلامی تامل برانگیز است. یکی از کتابهای او انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن نگاه جالبی را دربردارد.

مراسم تنفیذ روحانی در سال1392

حماس و خنجری که بر پشت مقاومت نشست

سران حماس یکسال پس از انقلاب‌های عربی با تحلیل اشتباه از معادله قدرت در منطقه، در روابط و مواضع خود سعی کردند با کشورهای فعال در این تحولات – ترکیه، قطر و مصر – متحد شوند یا به عبارت دقیق‌تر، ائتلاف خود را از ایران و سوریه به سمت اخوان حاکم در مصر و ترکیه و مورد حمایت قطر تغییر دهند. امیر پیشین قطر و همسرش نیز در راستای تشویق حماس به جدایی از محور مقاومت، با سفر به غزه، هدایای ویژه‌ و کمک‌های بسیاری را به این جنبش و سران اختصاص دادند که بیش از پیش حماس را در این مسیر نادرست به تحرک وا داشت.

اوج فاصله گرفتن حماس از محور مقاومت زمانی بود که برخی سران این گروه از جمله «موسی ابومرزوق» معاون خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس، بر ضد دولت اسد موضع‌گیری کردند. این موضع عجیب حماس در حالی بود که سوریه طی دهه‌های گذشته همواره یکی از حامیان اصلی مقاومت لبنان و فلسطین بوده است که کمک‌های مالی و نظامی بسیاری را به مقاومت منتقل کرده است.
ادامه نوشته

گوشه و کنار سیاست

*آخرین صحبت دکتر احمدی نژاد در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی این گونه بود: "من در پایان این جلسه آخر تقاضایی دارم. اگر صلاح می دانید با تقاضایم موافقت کنید. من می خواهم دانشگاهی با نام ایرانیان تاسیس کنم. دانشگاهی در حوزه فناوری های برتر مثل نانو، هسته ای و هوا فضا."

*در جلسه ای که 11 نفر از اعضای مجمع روحانیون حضور داشتند، یکی از حاضران پیشنهاد دیدار اعضای مجمع با حسن روحانی را مطرح کرده و گفته است:" پس از انتخابات تشکل هایی چون جامعه روحانیت و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه با وی دیدار کرده اند اما ما حرکتی نکرده ایم پیشنهاد می کنم دیداری را با وی هماهنگ کنیم" این پیشنهاد با مخالفت اکثر اعضا مواجه شد و عنصر خاکستری مجمع طی سخنانی اعلام کرد:" دیدن روحانی رفتن یعنی مشروعیت بخشیدن به او. روحانی از نردبان اصلاحات بالا رفت اما بویی از اصلاحات نبرده است. او نیروی حاکمیت و نظام است."

*گزارش های رسیده از شورای شهر تهران حکایت از آن دارد که محمد باقر قالیباف دارای 22 رای موافق برای ماندن در مسوولیت شهرداری تهران است. برخی از چهره های اصلاح طلب از حامیان جدی قالیباف در شهرداری تهران هستند.

*محمد خاتمی از ترس برخورد نمایندگان مجلس با وی به عنوان یکی از بازیگران فتنه 88، از حضور در مراسم تحلیف عذرخواهی کرده است.خاتمی گفته نمی خواهم برهم خوردن مراسم زنده تحلیف به نام من تمام شود. البته خاتمی نگفته که آیا دعوتی در کار بوده که وی بخواهد اعلام انصراف دهد یا خیر؟

*در میان تیم روحانی این پیشنهاد مطرح شده است که وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی و رئیس سازمان مدیریت زیر نظر معاون اول اقتصادی فعالیت نمایند. برخی دیگر با پیشنهاد دادن مسعود نیلی به عنوان رئیس سازمان مدیریت، معتقدند کار هماهنگی تیم اقتصادی دولت را باید رئیس سازمان مدیریت بر عهده داشته باشد.

*مناظره های صدا و سیما در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سلامت و...ادامه پیدا خواهد کرد. مسوولان صدا و سیما معتقدند نباید در سوالات و مطالبات مردم حالت انباشتگی ایجاد شود.

*آیت الله مهدوی کنی در جلسه افطار اساتید دانشگاه امام صادق(ع) از برخی افراد که فقط خود را معیار انقلابی بودن می دانند گلایه کرده و گفته است: "عده ای فقط خود را حزب اللهی میدانند و امثال ما را انقلابی نمی دانند در حالی که سوابق بنده نشان می دهد از شماها حزب اللهی تر هستم."

*جک استراو طی نامه ای اعلام کرده که به دلیل مشکلات خانوادگی قادر به حضور در مراسم تحلیف دکتر روحانی نمی باشد. این نامه در پاسخ به دعوتنامه ای که برای وی ارسال شده بود نوشته شده است.

*علیرغم خوش بینی برخی افراد نزدیک به رئیس جمهور منتخب در دعوت از کشورهای اروپایی برای شرکت در مراسم تحلیف، اتحادیه اروپا اعلام کرده نماینده ای به تهران نخواهد فرستاد. یک کشور فسقلی در اروپا هم شرط حضور در تهران را معلوم شدن تکلیف حصر دو تن از فتنه گران بیان کرده بود که با تو دهنی مواجه شده است.

*شنیده ایم قرار است ماحصل جلساتی که از سال گذشته تاکنون در اتاق بازرگانی با حضور افرادی چون نهاوندیان، آل اسحاق، دانش جعفری، مسعود نیلی، موسی غنی نژاد و تعدادی دیگر از اقتصاددانان برگزار شده است به عنوان برنامه 100 روزه اقتصادی دکتر روحانی جهت شناسایی مشکلات اقتصادی و چگونگی راه حل آن ارائه شود. اقتصاددانان حاضر در تیم روحانی معتقدند مهمترین کاری که باید در گام نخست برداریم آرام کردن فضای کشور است. ما به هیچ وجه نباید انتظار برای مردم ایجاد نماییم.

*بر اساس نظر سنجی صدا و سیما، 62 درصد مردم تهران خواستار ادامه فعالیت محمد باقر قالیباف در شهرداری تهران شده اند. در این نظر سنجی افرادی چون کرباسچی و محسن هاشمی به عنوان رقیب قالیباف مطرح بودند.

*جمعی از سینماگران که در فتنه 88 نقش آفرین بوده اند با ارسال نامه ای خطاب به حسن روحانی از وی خواسته اند از معرفی علی جنتی برای وزارت ارشاد خودداری نماید.

*پس از طرح نام رحمانی فضلی برای وزارت کشور، فشار افراطیون بر روحانی برای کنار گذاشتن رحمانی فضلی شدت گرفته است. افراطیون در صددند با معرفی یک عنصر همراه با خود، صندلی استانداری ها، فرمانداری ها و بخشداری ها را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی فتح کنند.

* در مراسم افطاری حامیان عارف، حاضران دلخوری خود را نسبت به معرفی اعضای کابینه دکتر روحانی ابراز داشتند و معتقد بودند زمانی که عارف از کاندیداتوری انصراف داد باید توافقنامه ای را با روحانی و خاتمی و هاشمی امضا می کردیم. پیروز این انتخابات هاشمی بود که با فشار آوردن روی خاتمی ، عارف را مجبور به کناره گیری کردند و حالا هم بدون امتیاز دادن به وی، کابینه خود را چیده اند. ما باید قبل از کناره گیری عارف ، حداقل معاون اولی و پنج وزارتخانه را می گرفتیم و بعد به نفع روحانی انصراف می دادیم.

هتک حرمت مرقد عمار ياسر و اويس قرني

گروه بين‌الملل مشرق - عناصر تروريست گروهک‌هاي تکفيري و سلفي فعال در سوريه که از حمايت برخي کشورهاي غربي، رژيم صهيونيستي، ترکيه و نيز برخي کشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي و قطر برخوردارند، همزمان با ايام و ليالي پربرکت ماه مبارک رمضان، حرمت حرم مطهر "عمار بن ياسر" و "اويس قرني"، اصحاب جليل‌القدر پيامبر اسلام(ص) را هتک کردند.

به گزارش مشرق، افراطيون سلفي وابسته به ارتش آزاد سوريه با همکاري گروهک تروريستي "جبهة النصرة" که استان "رقه" در شرق سوريه را در کنترل خود دارند، با حمله خمپاره‌اي به حرم مطهر "عمار ياسر" و "اويس قرني" دو صحابي بزرگوار پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين علي(ع)، صحن آن را تخريب کرده و با شليک‌هاي پياپي موشک به ديوارهاي حرم، بخش‌هاي زيادي از آن را منهدم کردند تروريست‌ها در ادامه با ورود به روضه مقدسه، اقدام به شکستن پنجره‌هاي ضريح مطهر کرده و وارد آن شدند.
تصاوير منتشرشده از اين اقدام شنيع و ويدئوهاي کوتاهي که از ورود تکفيري‌ها به حرم مطهر عمار و اويس قرني ياسر منتشر شده، بيانگر حجم و گستره اين فاجعه است.هنوز مشخص نيست هدف افراطيون وهابي از ورود به ضريح مطهر، نبش قبر بوده و يا به سرقت محتويات ضريح اکتفا کرده‌‌اند.تکفيري‌هاي سلفي اوائل ارديبهشت‌ماه سال جاري نيز با حمله به مرقد مطهر حجر بن عدي، يکي از اصحاب جليل‌القدر نبي اکبرم(ص) ضمن تخريب بخش‌هاي زيادي از مرقد ايشان، ضريح مطهر را شکسته و قبر آن صحابي بزرگوار را نبش کردند.در پي وقوع اين فاجعه، حوزه‌هاي علميه جهان شيعه تعطيل شد و مراجع عظام تقليد و اقشار مختلف مردم با محکوميت اين جنايت، خواستار مجازات عوامل آن شدند.

همچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نيز در سخناني با اشاره به حادثه تلخ و غم‌انگیز تخریب قبر صحابی جلیل‌القدر حجر بن عدی و اهانت به پیکر آن شخصیت بزرگوار تأکید کردند: آنچه تلخی این حادثه را مضاعف می‌کند، وجود برخی افراد دارای افکار پلید، متحجر و عقب‌مانده در میان امت اسلامی است که تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهره‌های نورانی صدر اسلام را شرک و کفر می‌دانند.
ایشان وجود چنین تفکر خرافی را یک مصیبت برای اسلام و مسلمانان دانستند و افزودند: این افراد کسانی هستند که گذشتگان آنها قبور ائمه اطهار(ع) را در بقیع ویران کردند و اگر قیام سراسری مسلمانان بر ضد آنان نبود، مرقد مطهر پیامبر اسلام(ص) را نیز ویران می کردند رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: چنین انسانه‌ای بداندیش که حضور در مزار بزرگان و طلب رحمت خداوند برای آنها و همچنین طلب رحمت‌کردن برای خود را شرک می‌پندارند، دارای تفکری باطل و روحیه‌ای پلید هستند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: شرک آن است که افرادی آلت دست سیاست‌های سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا شوند و با اقدامات خود مسلمانان را غم‌دار کنند ایشان خاطرنشان کردند: این چگونه تفکری است که اطاعت و عبودیت و خاکساری در مقابل طواغیت زنده را شرک نمی‌داند اما احترام به بزرگان را شرک می‌شمارد رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: جریان تکفیری خبیث که از پشتیبانی های مالی و غیرمالی برخوردار است ، امروز یک مصیبت واقعی برای اسلام به شمار می‌رود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به واکنش صحیح جامعه بزرگ شیعی به این حادثه افزودند: شیعیان وارد بازی دشمن که به دنبال تقویت آتش نزاع شیعه و سنی است، نشدند و رشد فکری خود را نشان دادند.

ایشان واکنش برادران اهل سنت را نیز نشان دهنده آگاهی و بینش بالای آنان دانستند و تأکید کردند: واکنش مسلمانان به این حادثه تلخ و محکوم کردن این اقدام باید ادامه یابد زیرا اگر بزرگان علمی، روشنفکران و نخبگان سیاسی امت اسلامی وظیفه خود را انجام ندهند، فتنه ها در این حد منحصر نخواهد ماند. باید با استفاده از روش های سیاسی، فتواهای دینی و مقالات روشنفکران  و اقدامات نخبگان فکری و سیاسی، جلوی گسترش آتش این فتنه را گرفت حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به آشکار شدن دست های پنهان دشمنان در این گونه اقدامات، افزودند: سازمانها و شخصیت های بین المللی و سیاسیونی که در مقابل تخریب یک اثر باستانی عزا می گیرند، در قبال این اهانت آشکار سکوت کرده اند.خداوند در کمینگاه است و قطعاً مکر الهی بر مکر دشمنان غالب خواهد شد و جریانی را که در صدد سنگ اندازی در راه اتحاد و پیشرفت امت اسلامی است، متوقف خواهد کرد.

روز قدس

جزئیات سقوط خان العسل

گروه بین الملل مشرق - یک گروه تروریستی در سوریه موسوم به انصار الخلافة الاسلامیة در جنایتی جدید و نامشروع اقدام به کشتار جمعی 51 نظامی و افسر سوری از طریق شلیک به سرآنها کردند، این اتفاق در منطقه خان العسل روی داد که از چند روز پیش درگیری‌های سختی در آن ایجاد شده بود که منجر به تسلط شبه نظامیان گروه های تروریستی بر این شهر شده است تروریست های مخالف دولت سوریه در حالی این افراد را به گلوله بستند که آنها به دست عناصر این گروهک ها اسیر شده بودند و کشتن اسرا بر اساس کنوانسیون های بین المللی غیر قانونی است. در همین راستا یک پایگاه خبری وابسته به جریان های تروریستی القاعده با نام المنارة تصویری از زمان پیش از گلوله باران این گروه ها را منتشر کرده است منطقه خان العسل شهر حلب همزمان با سفر بازرسان سلاح‌های شیمیایی سازمان ملل متحد از سوریه شاهد درگیری‌های شدید و سخت بین نیروهای ارتش سوریه با عناصر مسلح وابسته به ارتش آزاد و جبهه النصره بوده است پیشتر گروه‌های مسلح با استفاده از موشک‌های دست ساز حاوی مواد شیمیایی اقدام به گلوله‌باران این منطقه کرده بودند که کشته و زخمی شدن شماری از اهالی این منطقه را موجب شد.

دوشنبه و سه شنبه نیز تروریست‌های جبهه النصره و جریان‌های تکفیری مخالف دولت سوریه حملاتی را با سلاح های شیمیایی و موشکی به شهر خان العسل داشتند که در نهایت منجر به سقوط این شهر به دست تروریست‌ها شد، در جریان این حملات و تسلط تروریست ها بر این شهر صدها نفر از شهروندان سوری از جمله زنان و کودکان کشته شدند تروریست ها در این حملات سلاح های سنگین از جمله تانک نیز در اختیار داشتند.

تفاوت خمس و زکات با مالیات

به گزارش خانه ملت، روح الله بیگی ئیلانلو طی یادداشتی به تفاوت‌های  پرداخت مالیات به دولت اسلامی با پرداخت خمس و زکات که برگرفته از کتاب «ارزش‌های اجتماعی در قرآن» وی است اشاره کرد که در ادامه می خوانید.

۱-   برآورد خمس و زکات و تخمین حساب و کتاب آن بر اساس اعتمادی است که به خود پرداخت‌کننده می‌شود هیچ نیازی به بازرسی و نظارت دیگری نیست در حالی که مالیات مبلغی است که دولت تعیین و محاسبه و دریافت می‌کند.

۲- گیرندگان زکات، پیامبر اکرم و جانشینان آن بزرگوار و کسانی هستند که از طرف حضرت اجازه داشته باشند، ولی در مالیات اینگونه نیست.

۳-خمس و زکات باید بر اساس عقیده و ایمان و با قصد قربت و رضای خداوند متعال پرداخت شود. تا آنجا که اگر مسائل عاطفی، ‌اجتماعی، سیاسی، قبیله‌ای یا کسب شهرست و عزت در نظر باشد، گویا حق خداوند پرداخت نشده است ولی در پرداخت مالیات این ایمان و قصد قربت و اخلاص لازم نیست.

۴- خمس و زکات از افرادی گرفته می‌شود که توان مالی دارند، ولی مالیات این‌گونه نیست و گاهی بر پارچه و کاغذ و ماشین و سیگار مالیات بسته می‌شود، خواه مصرف‌کننده فقیر باشد یا غنی.

۵-  خمس و زکات را مردم با اراده و اختیار به کسانی می‌دهند که محبوب آنها هستند ولی در مالیات نه  دهنده اختیاری دارد و نه گیرنده آن محبوبیت و قداستی.

۶-  مالیات نوعا برای هزینه‌های شخصی زندگی خود ماست ولی خمس و زکات برای کمک به دیگران است. توضیح اینکه همان‌گونه که انسان داخل منزل را موزائیک می‌کند، مبلغی به عنوان مالیات می‌پردازد که بیرون خانه او آسفالت شود و همانگونه که درهای داخل منزل را قفل می‌زند، مبلغی مالیات می‌دهد که پلیس بیرون خانه را محافظت کند بنابراین انسان دو نوع هزینه دارد: هزینه‌هایی که مستقیما برای داخل منزل تهیه می‌کند و هزینه‌هایی که از طریق دولت برای رفاه و خدمات بیرون منزل به واسطه مالیات دریافت می‌کند، پس مالیات بخشی از هزینه‌های شخصی انسان است.

لذا کسانی که خمس می‌دهند باید مخارج زندگی خود را از درآمد کم کنند و مالیاتی را که می‌دهند جزء مخارج زندگی آنها حساب می‌شود. مثلا اگر شخصی در سال دو میلیون تومان درآمد دارد و یک میلیون تومان خرج زندگی او است و صد هزار تومان مالیات پرداخت می‌کند، این شخص به هنگام حساب سال باید صد هزار تومان را مثل یک میلیون تومان جزء زندگی خود قرار دهد و نهصد هزار تومان را پس‌انداز و سود حساب کند و خمس همان نهصد هزار تومان را بپردازد بنابراین زکات و خمس برای خدمت به دیگران است ولی مالیات برای دریافت خدمات دولتی برای خود ماست.

۷- در زمان امامان معصوم (ع) حکومت‌ها از مردم مالیات‌هایی با نام خراج و عشریه می‌گرفتند، ولی باز هم مردم خمس و زکات خود را به امام عزیز می‌دادند و آن بزرگواران می‌گرفتند و نمی‌فرمودند شما که خراج می‌دهید، لازم نیست خمس و زکات بدهید.

۸- حاکم اسلامی و فقیه جامع‌الشرایط می‌تواند در شرایطی میزان مالیات پرداختی مردم را کم و زیاد کند و اکنون ولایت فقیه علاوه بر خمس و زکات، دستور پرداخت مالیات را نیز داده‌اند.

۹-  در تمامی کشورهای دنیا علاوه بر مالیات، صندوق‌های خیریه و موسسات عام‌المنفعه‌ای وجود دارد و تمام خدمات را بر دوش دولت نمی‌گذارند.

ایران با پیشنهاد پوتین مخالفت کرد

به گزارش تیک به نقل از روزنامه روسی کامرسانت نوشت: مسکو و تهران بر روی چگونگی سفر پوتین به توافق نرسیده اند.براساس این گزارش، پوتین به دنبال سفر دریایی به ایران بدون حضور در تهران بود. رئیس جمهور روسیه به دنبال دیدار با حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ایران در بندر انزلی است اما تاکنون موفق به اخذ پاسخ مثبت از سوی تهران نشده است.

 ایران تاکید دارد که مهمانان این کشور در پایتخت حضور یابند. روز گذشته دیمتری پسکوف سخنگوی پوتین تایید کرد که سفر رئیس جمهور روسیه به ایران در برنامه وجود دارد پوتین ضمن دیدار با روحانی قصد تبریک و گفتگو با او در مورد مسائل جهانی از جمله مسئله هسته ای،سوریه، دریای خزر و مسائل دو جانبه (همکاری هایی در حوزه انرژی و نظامی) را دارد. اما تهران با پیشنهاد سفر پوتین به ایران موافقت نکرده است.

به گفته ی ''رجب صفرف'' مدیر عامل مرکز مطالعه ایران معاصر مسکو، ایران از سفر رئیس جمهور روسیه خرسند است اما از او خواسته است که برای دیدار با روحانی به تهران سفر کند.مسکو در واکنش به این درخواست گفته است که چنین سناریویی در برنامه کار پوتین نمی گنجد.

کابینه روحانی مشخص شد


اگرچه تا روز تحلیف و معرفی اعضای کابینه دولت یازدهم هنوز چند روز دیگر باقی است اما نزدیکان روحانی پیش‌بینی می‌کنند اسامی وزرای پیشنهادی با کمترین تغییر به مجلس معرفی خواهند شد (مشرق)و اما کابینه احتمالی:

اولا حسن روحالی : سنبل خیابت هسته ای. تحصیل کرده انگلستان و البته مرید هاشمی


1-معاون اول رئیس جمهور: اسحاق جهانگیری:وزیر صنایع و معادن دولت محمد خاتمی بود. او رئیس ستاد انتخاباتی اکبر هاشمی رفسنجانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران است. او هم‌اکنون عضو هیات علمیبنیاد باران است.اصلاح طلب


2- وزارت کشور: عبدالرضا رحمانی فضلی:وی رییس دیوان محاسبات کشور، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی از شیروان و قائم مقام شورای عالی امنیت ملی و معاون اجتماعی، فرهنگی رسانه‌ای در دوره دکتر علی لاریجانی بوده‌است.


3- وزارت نفت: بیژن نامدار زنگنه:از سال ۱۳۵۶ به عضویت هیأت علمی دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی درآمده و به تدریس در این دانشگاه پرداخت. زنگنه ابتدا در فاصله سالهای ۱۳۶۱ – ۱۳۵۹ به عنوان معاون فرهنگی وزیر ارشاد پا به دولت نهاد و سپس با عناوینی همچون اولین وزیر جهاد، نیرو و نفت در کابینه‌های میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی همکاری خود را با دولت ادامهداد وی تا ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران بود وی هم اکنون عضو بنیاد  باران و عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی می‌باشد.اصلاح طلب

4- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری: رضا مکنون:دكترای مهندسی منابع آب – دانشگاه واشنگتن ـ‌ امریكاـ-فوق‏لیسانس مهندسی محیط زیست ـ دانشگاه ایلینویز ـ امریكا ـ 1352 مهندسی راه وساختمان ـ دانشگاه صنعتی امیركبیرـ ایران 1346 دیپلم ریاضی ـ دبیرستان البرز ـ ایران ـ 1342


5- وزارت جهاد کشاورزی:  محمود حجتی :وزیر راه و ترابری در دولت اول محمد خاتمی[۲] و وزیر جهاد کشاورزی ( این وزارتخانه از ادغام وزارتخانه‌های جهاد سازندگی و کشاورزی تشکیل شد) در دولت دوم محمد خاتمی بوده است.اصلاح طلب

6- وزارت اطلاعات: سید محمود علوی یا محسن قمی


7- وزارت اقتصاد: محمد طبیبیان


8- وزارت امور خارجه: محمدجواد ظریف


9- وزارت مسکن: عباس آخوندی:از اولین اعضای شورای مرکزی جهادسازندگی با حکم آیه‌الله سید محمد بهشتی، مسئول پشتیبانی جنگ، معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت علی اکبر ناطق نوری، دبیر شورای امنیت کشور، رییس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، قائم مقام سازمان صدا و سیما، وزیر مسکن و شهرسازی در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی و مشاور میرحسین موسوینامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ بود. وی از پایه‌گذاران سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور است.کارگزاران


10- وزارت بهداشت: سید حسن قاضی‌زاده هاشمی


11- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: سید ابوالحسن فیروزآبادی


12- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: علی جنتی:وی پسر احمد جنتی است اما برخلاف پدرش در حلقهٔ معتمدان اکبر هاشمی رفسنجانی جای دارد.جنتی از دانش‌آموختگان مدرسه حقانی قم است. وی از نزدیکان محمد منتظری به شمار می‌رفت. پیش از انقلاب در مبارزه مسلحانه علیه حکومت وقت ایران فعال بود و ناچار به فرار از ایران شد و تا هنگام پیروزی انقلاب در کویت زندگی می کرد. پس از انقلاب هم محمد منتظری را در کمک به نهضت‌های آزادی‌بخش خارج از ایران یاری می‌داد. در سال ۱۳۵۹ رئیس صداوسیمای استان خوزستان و در سال ۱۳۶۳ استاندار خوزستان شد. در سال ۶۷ ریاست دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس را برعهده گرفت و در دوران ریاست جمهوری هاشمی به استانداریخراسان و سپس سفارت ایران در کویت برگزیده شد و تا پایان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی در این مقام باقی ماند. با پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ وی از کویت فراخوانده و به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور مصطفی پورمحمدی منصوب شد اما در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۵، تحت فشار هواداران محمود احمدی‌نژاد از این سمت کنار گذاشته و بار دیگر به عنوان سفیر به کویت فرستاده شد اما در سال ۱۳۸۹ از این مقام برکنار شد. ظن این می‌رود که این برکناری در ارتباط با ادعای کشف شبکه جاسوسی ایران در کویت باشد.


13- سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: رضا صالحی امیری


14- وزارت آموزش و پرورش: محمدعلی نجفی: از بنیان‌گذاران حزب کارگزاران سازندگی است. او هم‌اکنون یکی از اعضای شورای شهر تهران[۱] و عضو هیئت علمی (بازنشسته) دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف[۲] است. او از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ در دولت‌های باهنر، مهدوی کنی و موسوی وزیر فرهنگ و آموزش عالی و در دولت هاشمی رفسنجانی وزیر آموزش و پرورش ایران بود. در دولت اول خاتمی رییس سازمان برنامه و بودجه بود.کارگزاران


15- وزارت صنعت و معدن: محمدرضا نعمت‌زاده


16- وزارت ورزش و جوانان: مسعود سلطانی‌فر


17- وزارت کار، رفاه و امور اجتماعی: علی ربیعی: مسئول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی از آخرین مسوولیتهای اجرایی اوست. وی عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه پیام نور، محقق و نویسنده در حوزه جامعه شناسی سیاسی و مدیریت و مشاور اجتماعی رییس جمهور ایران (سید محمد خاتمی) طی سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ می باشد.اصلاح طلب


18- وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح: احمد وحیدی:از وزرای احمدی نژاد گفته میشود فردی مکتبی است.


19- وزارت نیرو: حمید چیت‌چیان


20- سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی: محمدباقر نوبخت: نماینده مردم رشت در ادوار سوم تا ششم مجلس شورای اسلامی و دبیرکل حزب اعتدال و توسعه است. او معاون پژوهشهای اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است.


21- رئیس دفتر رئیس‌جمهور: محمد نهاوندیان: معاون وقت دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران (معاون علی لاریجانی)، رییس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، عضو ستاد ویژه اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، رییس مرکز بررسی برای الحاق به سازمان تجارت جهانی در جمهوری اسلامی، معاونت سابق وزارت بازرگانی و دارنده سابقه سمت‌های اقتصادی-سیاسی دیگر است. او فارغ التحصیل مدرسه علوی و دارای تحصیلات حوزوی و همچنین دکترای اقتصاد از امریکا است. رفت و آمد به امریکا در سال ۸۵ و داشتن اقامت آمریکای او بسیار خبرساز شد.البته شاید برادر روحانی به این سمت گمارده شود مثل برادر خاتمی و هاشمی..


22- دبیر شورای عالی امنیت ملی: محمد فروزنده:وزیر دفاع و پشتیبانی نیروی‌های مسلح در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی بود.کارگزاران


23- معاون پارلمانی: تیمور علی‌عسگری

نتیجه: یک کابینه آمریکایی و انگلیسی و اصلاح طلبی (منافق بخون مثل اکبر گنجی و سروش و گوگوش و مریم و مسعود رجوی حمایت معناداری از جریان اصلاح طلبی میکنن) و کارگزارانی و البته اصولگرایان وا داده ی تشنه قدرت. اگه مشکل داره ببخشید عجله ای شد. شرمنده کاملش میکنم....

>>>>ایرانیوم<<<<

حضور تحصیل‌کردگان آمریکایی در کابینه روحانی

به گزارش مشرق به نقل از دیپلماسی ایرانی،کمتر از دو هفته به مراسم تحلیف ریاست جمهوری حسن روحانی باقی مانده و این در حالی است که بحث و گمانه زنی در مورد اعضای کابینه وی همچنان سوژه داغ رسانه ها چه در داخل و چه در خارج است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اعضای کابینه و تیم مذاکره کننده هسته ای روحانی، سرنوشت خیلی از امور را تعیین می کند و نخستین نشانه جدی است که رئیس جمهور منتخب در مورد رویکرد خود برای جامعه بین المللی ارسال می کند. حتی برخی بر این باورند در صورتی که وی تکنوکرات ها و میانه رو ها را به کابینه خود بیاورد، امید به حل مشکلات تهران با غرب افزایش می یابد.

به گزارش ان بی سی نیوز، تعدادی از ایرانیان تحصیلکرده در آمریکا، احتمالا اعضای کلیدی کابینه حسن روحانی را تشکیل خواهند داد. این روحانی 64 ساله میانه رو در جریان انتخابات از حمایت محمد خاتمی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی بهره مند شد که هر دو روسای جمهور سابق ایران به بوده اند.کارشناسان می گویند، انتظار تغییر فوری در رابطه با غرب دور از منطق است اما چینش نیروها در کابینه روحانی می تواند نقش تعیین کننده ای در رویکرد دوستانه تهران با جامعه بین المللی داشته باشد. یکی از تحلیلگران موسسه چاتم هوس، در این زمینه می گوید: به نظر نمی رسد که تغییری در دستور کار ایجاد شود اما نحوه انجام امور دستخوش تحول خواهد شد و این همان چیزی است که برای دیپلماسی اهمیت دارد.

روحانی پس از مراسم تحلیف، کابینه و مشاورانش را معرفی خواهد کرد. در این میان گمانه زنی ها در مورد چهار دیپلمات و سیاستمدار زبده بسیار جدی است. چهره هایی که مدارک تحصیلی خود را از ایالات متحده دریافت کرده اند.محمود واعظی، از جمله مقامات مرکز تحقیقات استراتژیک است که احتمالا به سمت وزیر امور خارجه انتخاب می شود. واعظی مدرک مهندسی الکترونیک خود را از دانشگاه ساکرامنتو کالیفرنیا دریافت کرده و بیوگرافی او شامل دو مدرک دیگر از آمریکا و یک دکترا از دانشگاه ورشو است.

محمدرضا نعمت‌زاده، در سال 1968 از کالج دانشجویان مسلمان در کالیفرنیا فارغ التحصیل شد. او در سال 2005، معاون وزیر نفت ایران بود.محمد نهاوندیان، دیگر کاندیدای پست های دولتی در کابینه روحانی است. او دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه جورج واشینگتن آمریکا در ژانویه 1994، دریافت کرده است. او مدیر ستاد تبلیغات روحانی بود که در سال 1968 ، رشته مهندسی محیط از دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا فارغ التحصیل شده است.سید حسن موسویان، که احتمالا مشاور روحانی در سیاست خارجی می شود، دیگر فارغ التحصیل دانشگاه ساکرامنتو است که اکنون به عنوان محقق در دانشگاه پرینستون، حضور دارد.

تحصیل مقامات عالی ایرانی در دانشگاه های غربی موضوع تازه ای نسیت. یکی از کاندیداهایی که روحانی در جریان انتخابات با وی رقابت می کرد، علی اکبر ولایتی بود که از دانشگاه جان هاپکینگز فازغ التحصیل شده و علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کنونی نیز دکترای خود را از ام آی تی گرفته است.اغلب آنها ایرانیانی هستند که پیش از انقلاب به ایالات متحده سفر کرده و مدارج تحصیلی را طی کرده اند. از سوی دیگر چهار نفری که بحث حضور آنها در کابینه روحانی مطرح است، روابط تجاری یا سیاسی گسترده ای در خارج از ایران دارند.

در مجموع سابقه این افراد نشان می دهد که در صورت حضور آنها در کابینه روحانی، این کابینه در مقابل اطرافیان احمدی نژاد، حرف های بیشتری برای گفتن دارد. اغلب آنها نیز در دولت های قبلی دست کم معاون وزیر روده اند و تجربه آنها در امور مختلف، اهمیت زیادی دارد، چرا که در دولت احمدی نژاد بی تجربه بودن مقامات، مشکلات زیادی ایجاد کرد. از سوی دیگر افرادی که در مورد آنها گمانه زنی مطرح است، دیدگاهی روشن در مورد روابط ایران و غرب دارند.این در حالی است که احمدی نژاد در دوره 8 ساله ریاست جمهوری اش همواره علیه غرب موضع گیری کرد.روحانی، خود نیز تحصیل‌کرده غرب است. او مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را از دانشگاه گلاسکو اسکاتلند دریافت کرده و استاد راهنمای او در آن دوران روحانی را دانشجویی مؤدب و متین توصیف می‌کند. به گفته وی روحانی زبان انگلیسی را به خوبی صحبت می کند و به خوبی راهنمایی ها را به کار می بسته است.

نقش هالیوود در ترویج «خانواده‌ تک‌والدی» و سبک زندگی بی‌بندوبار

جالب است بدانید پدر باراک اوباما، همسر و فرزند خود را در حالی که باراک 3 ساله بود، ترک کرد. پس از جدایی پدر در زمان نوزادی خود، آنجلینا جولی نیز با مادر خود زندگی کرده است. تام کروز، هالی بری، ساموئل ال جکسون، مارلین مونرو، جک نیکلسون، جودی فاستر، آل پاچینو، جان لنون و بسیاری دیگر از هنرپیشگان هالیوود، نیز وضعیتی مشابه را داشته و به خاطر ترک پدر، با مادران خود زندگی کرده اند. خانواده تک والدی، اکنون به بخشی از جامعه آمریکا بدل گشته و نه تنها در پرده سینما، بلکه زندگی واقعی هنرمندان آن را نیز در بر می گیرد...

ادامه نوشته

تعیین هویّت روحانی

گروه سیاسی مشرق- هر چند «روحانی» با عضویت در «جامعه روحانیت» خاستگاه راست سنّتی داشته امّا در دوره اصلاحات با ترک چندین ساله جلسات «جامعه روحانیت» و نزدیکی بیشتر به دولت «خاتمی» به سمت کارگزاران و اصلاح طلبی گرایش پیدا کرد. مخصوصاً اینکه مهمترین نمود سیاسی وی در دهه هشتاد مربوط به دبیری وی در «شورای عالی امنیت ملّی» دولت «خاتمی» و مسئولیت تیم مذاکره کننده هسته ای می شود. با این وجود هنوز هم سخت است که او را یک اصلاح طلب با افکار واقعی اصلاح طلبی دانست، چرا که وی چه در دوره تبیلغات انتخاباتی و چه قبل و بعد از آن هیچگاه حاضر نشد بعنوان یک موجودیت اصلاح طلب وارد معرکه سیاسی شود.

با این حال، با نزدیک‌شدن به زمان تشکیل کابینه و مراسم تحلیف و تنفیذ؛ رفته‌رفته نگاه اصلاح‌طلبان به «روحانی» نیز دستخوش دگردیسی می شود. با نزدیکی به تقسیم سهام قدرت بین گروه ها و عناصر سیاسی، بحث ها درباره تعیین هویت «رئیس جمهور منتخب» هم شروع شده و برخی از اصلاح طلبان سعی دارند از شخصیت «حسن روحانی» یک اصلاح طلب تمام عیار در حدّ «محمّد خاتمی» بسازند. در مقابل دردسر اصلی این دست از اصلاح طلبان این است که طیف دیگری از جبهه اصلاحات هنوز هم حاضر نیستند، «روحانی» را یک اصلاح طلبی تمام عیار معرّفی نمایند؛ البتّه این دردسر که به اختلاف سلیقه طیف های مختلف اصلاحات مربوط می شود به پروژه ای آگاهانه و کنترل یافته تبدیل شده است در اینجا گزارشی از اقرار طیفی از اصلاحات مبنی بر غیر اطلاح طلب بودن «روحانی» مدّنظر قرار گرفته است (فراموش نمی شود که این اختلاف یک پروژه سازمان یافته است):

اخیراً «سیّدمحمّد موسوی خوئینی ها» نیز سعی کرده بر این اختلاف سلیقه تأکید کند، وی می گوید: «ما با دست خود کمر به قتل اصلاحات بستیم. ما هم مانند اصولگرایان نمی‌خواهیم شکست را بپذیریم. باید شکست را بپذیریم چرا که «محمّدرضا عارف» که نماد اصلاح طلبی بود را مجبور به کناره گیری کردیم؛ چون دیدیم که 7 درصد بیشتر رأي ندارد. پیش بینی من این است که دولت «روحانی»، دولت "چهارساله" است. با شکست «روحانی»، چهارسال دیگر اصولگراها به قدرت باز خواهند گشت.» (14/4/1392). چندی پیش نیز خبری از جلسات محفلی اصلاح طلبان منتشر شد که تأکید می کرد: «ما نباید بیش از حدّ خود را به «روحانی» نزدیک کنیم تا در صورتیکه وی نتوانست به مطالبات مردم پاسخ بگوید؛ به عنوان آلترناتیو وارد صحنه شویم. این افراد تأکید کرده اند ناکامی احتمالی «روحانی» نباید به نام اصلاحات تمام شود.» (8/4/1392).

این مسئله در دوره تبلیغات انتخاباتی نیز دیده می شد، چنانچه سايت «ايران امروز» در مطلبی به قلم «محمّد ارس»، «‌روحاني» را شانس بزرگی معرّفي کرده و نوشته بود: ««روحاني» در برنامه هاي تبليغاتي قوي تر از «موسوي» و «کروبي» ظاهر شد. اگر هم ضعف ها و کاستي هايي دارد که حتماً دارد، در جريان انتخابات آتي از نو ساخته خواهد شد. يعني همانگونه که از "موسوي نخست وزير دهه شصت"، "موسوي سبز دهه نود" ساخته شد، از "خاتمي مکتبي"، "خاتمي اصلاح گرا" بيرون آمد و جوانان افراطي مکتبي به نيروي مترقي تبديل شدند؛ عاقبت خانواده «رفسنجاني» و خود «رفسنجاني» هم به صف درآمدند. با چنين هنري از پس ضعف هاي «روحاني» نيز برخواهيم آمد.» (به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «صراط»- 13/3/1392). در واقع نویسنده با اذعان به غیراصلاح طلب بودن «روحانی» پیشنهاد می کند که می توان پروژه استحاله را نیز روی وی انجام داد.

همچنین سایت «اخبار روز» - وابسته به اپوزیسیون خارج نشین- می نویسد: «در انتخابات فعلي باقيمانده جريانات اصلاح طلب اشتباه قبل را تکرار کردند. ابتدا گزينه اميدبرانگيز براي هواداران اصلاحات «محمّد خاتمي» بود که با به ميدان آمدن يا آوردن «هاشمي رفسنجاني» نظرها ناگهان از سوي "نماد اصلاح طلبي" به سمت "نماد سازندگي" تغيير جهت داد.» «علي اکبر اوليا» (نماينده سابق يزد) نیز در مصاحبه با «آريا» گفته بود: «موافقان نامزدي «روحاني» مي گويند او ممکن است نظر برخي اصولگرايان مانند «مطهري»، «ناطق» و ... را هم جلب کند. آنها ضمن تأکيد بر اينکه وي اصولگرا نيست مي‌گويند، روحاني مدّت هاست که از «جامعه روحانيت» فاصله گرفته و جايگاهي ندارد.».

«حمیدرضا جلایی پور» (عضو شورای مرکزی جبهه منحلّه مشارکت) در مصاحبه با سایت «جرس» در پاسخ به این سئوال که: "یعنی شما آقای «روحانی» را هم اصلاح طلب می دانید؟"؛ می گوید: «آقای «روحانی» در سیاست داخلی مواضعش با مواضع آقای «خاتمی» یا «هاشمی» و بدنه اصلاح طلبان کمی فاصله دارد و خود ایشان هم خودشان را اصلاح طلب نمی خوانند. امّا اصولگرایی مانند آقای «مطهری» از بسیاری از اصلاح طلبان، مواضع اصلاح طلبانه تری می گیرد و شجاعت و اصلاح جویی بیشتری به خرج می‌دهد.» (8/3/1392).

«احمد پور نجاتی» نیز که از اعضای «شورای ۷ نفره مشاوران خاتمی» برای انتخاب کاندیدای اصلاح طلبان بود، می گوید: ««روحانی» نه به عنوان کانديدای اصلاح طلب که بعنوان فردی که می توان با او "مرحله گذار" از سرمای منفی ۱۰ درجه موجود را پشت‌سر گذاشت؛ مطرح بوده است.» (19/3/1392).

«ابراهیم اصغرزاده» نیز در گفتگو با با سایت «روز آنلاین» (وابسته به «سازمان منحلّه مجاهدین») در مقابل این سئوال که "شما معتقدید برای جلوگیری از روی کار آمدن تفکّری افراطی باید از «عارف» یا «روحانی» حمایت کرد؟"؛ پاسخ می دهد: «راهی جز حمایت از یکی از دو کاندیدای باقیمانده نیست ... دیدید آنانی که قبل از آمدن «هاشمی» می گفتند: "یا خاتمی یا هیچکس"، به محض آمدن «هاشمی» پشت سرش آرایش گرفتند و "خاتمی یا هیچکس" تبدیل به "یا هاشمی یا هیچکس" شد. تا همین چندی پیش دوستان اصلاح طلب من تصوّر کاندیدای درجه دو را توهین به خود و بخشی از نقشه مهندسی انتخابات می دانستند. چطور یکباره آقای «هاشمی» تبدیل به کاندیدای ایده آل و حدّاکثری شد که توانست غیبت بزرگان اصلاح طلب را جبران کند. به همین استدلال شاید بتوان به یک "اصلاح طلب معتدل" و بی حاشیه مانند «عارف» یا "اصولگرای میانه رو" مانند «روحانی» تن داد.» (19/3/1392).

«علیرضا نامورحقیقی» (استاد دانشگاه تورنتو) نیز در مصاحبه با «B.B.C»، می گوید: «اصلاح طلبان بر این مبنا بودند که اگر آقای «عارف» در انتخابات شکست بخورد یا بعد از اینکه بر فرض رئیس جمهور بشود، نتواند مطالبات را پاسخ بدهد؛ این شکستی برای اصلاح طلبان است و ظاهراً ظرفیت شکست مجدّد نداشتند. بنابراین از این زاویه ترجیح می دادند، نماینده ای بیاید که خودش را اصلاح طلب نمی داند یعنی بعنوان کاندیدای اصلاح طلب نیست.». حتّی «محمّد خاتمی» در فایلی ویدیویی که در حمایت از «روحانی» منتشر شد، گفته بود: «با اینکه آقای «روحانی» خودش را متعلّق به اردوی اصلاح طلبان نمی داند، امّا دیدید چه خوب مسئله مطرح کرد و امید ایجاد کرد.» (به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «صراط»- 23/3/1392). شرح بالا به ادّعای اوّلیه گزارش پیشرو تأکید می کند که بازی اصلاح طلبان با اختلاف سلیقه موجود در پاسخ به سئوال واحد: "آیا «روحانی» اصلاح طلب هست یا نیست؟"

سید نورالدین؛ برادر کمتر معرفی شده امام خمینی

به گزارش مشرق به نقل از عصر ایران، «برادر امام» همه را در وهله اول به یاد آیت الله سید مرتضی پسندیده می اندازد. اما رهبر فقید انقلاب اسلامی تنها همین یک برادر را نداشت. بلکه برادر دیگری نیز داشت به نام «سید نورالدین هندی» که در 30 تیر 1355 درگذشت در تمام 34 سال گذشته اما بسیار به ندرت درباره این برادر گفته شده است. شاید به خاطر سوء استفاده ای که ساواک به خاطر این نام خانوادگی در پیش از انقلاب انجام داده بود. یک بار البته حجت الاسلام جلالی خمینی در برنامه ای تلویزیونی نکاتی را درباره این برادر امام گفت اما چون در کنار موارد دیگر مطرح شد بازتاب رسانه ای چندانی نداشت. این بار اما نشریه حریم امام (متعلق به آستان مقدس امام خمینی) در سی و هفتمین سالروز درگذشت سید نورالدین از او یاد کرده و درباره اش نوشته است.(شماره 75- صفحه 18)

بخش هایی از این مطلب از این قرار است:

- سید نورالدین – که در خانه به نورالله مشهور بود- در سحرگاه اول اسفند 1276 خورشیدی در همان خانه ای که 5 سال بعد امام خمینی به دنیا آمد چشم به جهان گشود هر چند ابتدا به تحصیل حوزوی پرداخت ولی بعد علاقه ای نشان نداد و به کشاورزی مشغول شد. در عین حال به کسب معلومات قضایی نیز می پرداخت.

- پس از کودتای سوم اسفند 1299 و تاسیس تشکیلات جدید اداری به خصوص ادارات قضایی به خاطر معلومات و سر شناسی ،آقا نورالدین به ریاست دادگستری خمین برگزیده شد. البته در رسیدگی به امور قضایی خمین تنها نبود بلکه پسر عمه اش – میرزا علی محمد امام جمعه - نیز به عنوان فقیه دادگستری مددیار او بود.بعدها به دلیل ارتباط نزدیک با بختیاری ها مغضوب رضا خان سردار سپه شد و مورد پیگرد قرار گرفت به گونه ای که در سال 1303 از سوی نظمیه بازداشت شد. در پی آن سید نورالدین ناچار از ترک اداره دادگستری شد و به عنوان وکیل دادگستری مشغول کار شد و تا آخر نیز در این شغل باقی ماند.

- آقا نورالله به رسم آن زمان از هنگام شروع به تحصیل از 6 سالگی عبا  و عمامه استفاده می کرد و در دوره کار دادگستری خمین و وکالت نیز با همین لباس فعالیت داشت اما در سال 1313 از زمانی که قانون پوشیدن لباس های متحد الشکل برای مردان تصویب و اجباری شد و برای لباس روحانیت هم مجوز و حکم اجتهاد می خواستند چون مجوز معمم بودن نداشت ناگزیر از کنار گذاشتن عبا و عمامه شد و تا آخر عمر نیز لباس رسمی – کت وشلوار و کراوات – بر تن داشت ایشان در نهایت در 79 سالگی در تیرماه 1355 درگذشت و در قم (آرامستان باغ بهشت – رو به روی گلزار شهدای قم) به خاک سپرده شد.

- خانم فاطمه طباطبایی عروس امام هم در خاطرات خود به او اشاره می کند: « آقای هندی با توجه به شغل وکالت به دلیل دشمنی یکی از موکلین در آغاز دهه 40 با چاقو به شدت مضروب شد و چند هفته در بیمارستان بستری بود و امام خمینی برای عیادت برادر از قم به تهران می آمد.»پس از فوت او امام نامه ای از نجف فرستادند: «من الان تنها نشسته ام و به برادرم که در این آخر عمر موفق نشدم او را ببینم فکر می کنم تقدیر این است که من به ملاقات عزیزانم نایل نشوم. از امشب مجلس ختم در مسجد شیخ منعقد است...  مقدر بود که من به مجلس عزای برادرم بروم. زنده باشم و تحمل مصیبت کنم ... من با حال بسیار افسرده این نامه را نوشتم..»

- علت تفاوت نام خانوادگی برادران (مصطفوی، پسندیده و هندی) این بود که به موجب قانون اولیه ثبت احوال در هر شهر نباید نام خانوادگی اشخاص تکراری می شد. لذا آقا روح الله نام خانوادگی مصطفوی (برگرفته از نام پدر) و سید مرتضی و سید نورالدین به رغم منع قانونی هر دو نام خانوادگی هندی را برمی گزینند.... در جریان جنگ جهانی دوم ( سال های 1317 و 1318 خورشیدی) که سربازان هندی برای انگلیسی ها می جنگیدند رضا شاه که به نوعی با آلمان ها بود با هر چه یادآور انگلیس و هند باشد مخالف بود و به همین خاطر حذف آثار هندی و انگلیسی در دستور کار دولت قرار گرفت و کمیسیونی برای رسیدگی به نام خانوادگی آقا مرتضی و آقا نورالدین در خمین تشکیل شد که رای به تغییر نام هندی داد. آقا مرتضی قبول کرد و «پسندیده»را پیشنهاد داد و کمیسیون پذیرفت ولی آقا نورالدین از رای کمیسیون اطاعت نکرد.

- ساواک بعدها درصدد برآمد از نام خانوادگی «هندی» علیه امام سوء استفاده کند اما به نتیجه مورد نظر دست نیافتند.امام خمینی پس از بازگشت به ایران و بعد از یک ماه که از تهران به قم رفتند، پس از دو سال و نیم این امکان را یافتند که بر مزار برادر حاضر شوند.

مضحک‌ترین فتواهای دنیا را بخوانید

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از «خبرگزاری دانشجو»، تبلیغات دین خود ساخته وهابیت در سراسر جهان در حال گسترش می‌باشد و این موضوع دلایل مختلف دارد و سرمایه گذاری هنگفت مسئولین سعودی از جمله این دلایل است و در این راه صهیونیست‌ها و آمریکاییان نیز تلاش مجدانه‌ای برای کمرنگ کردن اسلام واقعی می‌کنند و همین امر باعث شده است که بیشتر افرادی که از ادیان و مذاهب مختلف به اسلام روی می‌آورند اهل تسنن شده و متاسفانه بیشتر آن‌ها وهابی می‌شوند.

محمد العریفی از علمای وهابیت در عربستان که دارای طرفدارانی در کشور عربستان و کشورهای عربی است جدیدا صفحه‌ای فارسی در یکی از شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است که در آن به ترویج مذهب دویست ساله وهابیت می‌پردازد. او همچنین از تروریست‌های سوریه حمایت می‌کند و دستش به خون مردم سوریه آلوده است.

در این صفحه فیلم‌های العریفی نیز قرار داده شده است و در آن به بیان احادیث وهابیت می‌پردازد. هر چند عدم اقبال به این پیج نشان از آگاهی فارسی زبانان به این دین خود ساخته می‌باشد ولی برای آگاهی جوانان به گوشه‌ای از عقاید و فتاوای مضحک وهابیت می‌پردازیم.

۱. بچه دار شدن از راه دور: برخی علمای وهابیت به ارائه فتواهای عجیب شهره هستند اما اخیرا فتوایی منتشر شده که در نوع خود قابل تامل است؛ اگر مردى دخترش را که در شرق جهان با وى زندگى مى کند به همسرى پسرى در آورد که او در غرب جهان با پدرش زندگى مى کند و هیچگاه آن دو یکدیگر را نبینند و از محل زندگى بیرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او‌‌ همان کسى خواهد بود که در غرب دنیا زندگى مى کند، اگر چه هیچگاه همسرش را ملاقات نکرده و حتى ندیده باشد!

همچنین اگر کسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زیر نظر نگهبانان زندانى کنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در کنار همسرش ببیند همه آنان فرزندان وى خواهند بود! اگر چه فرصت یک لحظه دیدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. این امر امکانش دور از واقعیّت نیست، زیرا ممکن است بر اثر کرامت یکى از اولیاء با آنکه مسافت بین زن و شوهر زیاد است آن دو به دیدار یکدیگر رسیده باشند و از این راه فرزندى به وجود آمده باشد!

۲. استفاده از کمربند ایمنی: پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود!

۳. بهداشت گوشت: شستن گوشت قبل از پختن بدعت است؛ ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر (ص) گوشت را بدون شستن می‌پختند و می‌خوردند!

۴. همبستر شدن با همسر مرده حلال است: فتوای جنجال برانگیز دیگری که شیخ عبد الباری الزمزمی، رئیس انجمن مطالعات و تحقیقات در مغرب صادر کرد، این است که هم بستری مرد با همسرش که تازه فوت کرده است، مجاز است!

۵. حرام بودن خوردن سمبوسه؛ جنبش الشباب المجاهدین (جوانان مبارز) در سومالی با صدور فتوایی در ماه رمضان اعلام کرد خوردن سمبوسه به علت شکل سه ضلعی آنکه مشابه ثالوث مقدس مسیحیان است، حرام است.

۶. خوردن گوشت جن جایز است؛ محمد الزغبی مبلغ مصری با صدور فتوایی، خوردن گوشت جن را درصورت دسترسی به آن مجاز دانست. 

۷. شنیدن قرآن کریم در زمان رانندگی و در محل کار حرام است؛ شیخ جمال قطب رئیس سابق کمیته فتوای دانشگاه الأزهر مصر در فتوای جنجالی خود، شنیدن قرآن کریم در زمان رانندگی و در محل کار را حرام اعلام کرده است.

۸. روزه برای افراد مناطقی که قطعی مکرر برق دارند، واجب نیست؛ شیخ عبدالمحسن عبیکان از مفتیان وهابی و مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان چندی پیش در فتوایی که در روزنامه الخلیج چاپ عربستان منتشر شد، فتوای عدم وجوب روزه برای مناطقی که قطعی مکرر برق دارند را صادر کرد.

۹. کسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، شهید است؛ شیخ احمد ابویوسف، رییس مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر، در پاسخ به استفتای مردی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید!

۱۰. حلیت همجنسبازی!: دعی عبدالله؛ امام جماعت مسجد نور الاصلاح در واشنگتن، ضمن سخنانی ادعا کرد: هم جنس بازی حلال است. وی اعتراف کرد که خود او از نوجوانی آن را تجربه کرده و در زندگی‌اش با چهار مرد رابطه داشته است! زیرا اسلام آن را مجاز شمرده است! وی در پاسخ به این سوال که، شما امام جماعت یک مسجد هستید پس چگونه هم جنس بازی را مجاز می‌دانید؟! پاسخ داد: تمام سعی من این است که اسلام را به صورت امروزی عرضه کنم و با مظاهر تجدد آن را هماهنگ کنم. شکی نیست که حلال شمردن این رابطه یکی از مظاهر پیشرفت اسلام است!

۱۱. خوردن گوجه فرنگی برای مسلمانان حرام است؛ یک گروه در مصر که به گروه اتحادیه اسلامی مردم مصر مشهور است، ادعا نمود که خوردن گوجه فرنگی برای مسلمانان حرام است چرا که وقتی گوجه فرنگی را بطور عمودی برش می‌دهیم، در وسط آن یک صلیب می‌بینیم. بنابراین گوجه فرنگی بجای پرستش خداوند، صلیب را می‌پرستد. صلیبی که بجای خداوند واحد به وجود ۳ خدا معتقد است. بنابراین گوجه فرنگی مسیحی است و خوردن آن حرام است.

۱۲. حلال بودن فیلم‌های مستهجن؛ «عیسی بن صالح» مفتی سر‌شناس وهابی در جدید‌ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می‌برند، فیلم‌های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!

۱۳. فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی جایز است؛ شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سر‌شناس وهابیون بحرین در فتوایی عجیب گفت:‌‌ همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است!

۱۴. خوردن زعفران جایز نیست؛ یکی از اعضای هیئت افتاء کویت در یک فتوای عجیب اظهار داشت: زعفران مواد مخدر است و خوردنش جایز نیست و همچنین مخلوط کردن آن با غذا نزد أکثر فقهاء دارای اشکال می‌باشد و بعضی از آن‌ها کمی از زعفران را که مخدر کننده نباشد جایز می‌دانند و خدای بزرگ دانا‌تر است.

۱۵. پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست؛ از شیخ ابن جبرین سوال شد: حکم پوشیدن شلوار لی برای زنان چیست؟

جواب: پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست حتى اگر در مقابل زنان یا شوهر خود باشد، به دلیل اینکه تفاصیل بدن را نشان می‌دهد و بعد بر آن عادت می‌کند.

۱۶. حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است؛ شیخ محمد العریفی چهره سر‌شناس وهابیت عربستان سعودی فتوا داده است: حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است زیرا ممکن است این پدر دارای انحرافات اخلاقی باشد و به دختر خود تجاوز کند! نکته جالب اینجا است که العریفی این فتوای خود را در گفتگو با روزنامه الأنباء کویت اعلام کرد، گفت: در آیه قرآن کریم آمده که دختران می‌توانند با پدر، برادران، عمو‌ها و دایی‌های خود در جایی خلوت باشند زیرا به آنان محرم هستند اما بنده معتقدم در صورت انحراف اخلاقی حضور دختران حتی با این افراد حرام است.

۱۷. تارکان نماز: شیخ صالح الفوزان یکی از مفتی‌های وهابی سعودی در پاسخ سوالی درباره افراد تارک‌الصلاة و وظیفه افراد در مقابل آنان مدعی شد که این افراد را باید دور کرد و اگر توبه نکردند کشتن آنان نیز واجب است!

۱۸. همکاری زن و مرد نامحرم: دکتر عزت عطیه، رئیس بخش حدیث الازهر، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آن‌ها باز نمی‌شود، کار می‌کنند، بخواهند بین آن‌ها محرمیت ایجاد شود، زن می‌تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آن‌ها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق، شرعی می‌شود. براساس این فتوای عجیب، در صورتی که این عمل انجام شود، زن می‌تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است، بنمایاند. وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود. بر اساس این فتوا، کسانی که با این روش محرم می‌شوند، می‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت.

و برخی دیگر از فتاوای عجیب شامل: استفاده از دوچرخه و سوار شدن بر آن را حرام است زیرا وسیله شیطان هست/ روشن کردن کولر در غیاب شوهر برای زن حرام است/ خوردن گوشت ذبح شده بدست شیعیان حرام است. / حلال بودن ازدواج پدر با دخترش که از طریق غیر مشروع یعنى زنا به دنیا آمده باشد. / دیدن چهره‌ نامزد ازطریق اینترنت حرام است/ اگر چند نفر از شیر یک گوسفند استفاده کنند خواهر و برادر رضایى مى شوند و داستان محرمیّت و حرمت ازدواج دامنگیرشان خواهد شد.البته بعد از شنیدن این تعداد از فتاوای عجیب و غریب چگونه این افراد می‌توانند از چنین مذهبی دفاع کنند و چگونه تبلیغ کنند؟ افرادی که گوجه فرنگی را مسیحی می‌دانند و خرید خیار را حرام اعلام می‌کند چه گونه می‌توانند از همچین مذهبی سخنی بگویند و اعلام کنند که وهابی هستیم؟ به امید روزی که سراسر جهان از مذاهب ساختگی چون وهابیت، بهائیت و... پاک شود و تمام مردم جهان پیرو ادیان الهی باشند و جهان در آرامشی همراه با تعقل زندگی کند و افراط در دنیا نابود شود.

راه دمشق از تهران می‌گذرد

گروه بین‌الملل مشرق - مجله «نشنال اینترست» در مقاله‌ای به قلم «آمیتای اتزیونی» » از مشاوران ارشد پیشین«کارتر» در کاخ سفید و استاد دانشگاه و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن می‌نویسد: ایران، کشوری که در حمایت از تروریست‌ها و گروه‌های شورشی شناخته‌شده است، شاخک‌های حساسش در چند کشور خاورمیانه فعال است. نقطه بی‌بازگشت برای توقف برنامه هسته‌ای ایران به سرعت در حال نزدیک شدن است که حتی «اوباما» ، رئیس جمهور محتاط آمریکا نیز آن را اذعان کرده است. در واقع «اوباما» در ماه مارس به یک شبکه تلویزیونی اسرائیل گفت که ساخت یک سلاح هسته‌ای برای ایران «بیش از یک سال یا بیشتر» زمان می‌برد. بهترین راه برای برخورد با تلاش ایران جهت سلطه بر خاورمیانه مواجهه با آن در یک عرصه پس از عرصه دیگر نیست، بلکه شکار این کشور در سرزمین اصلی‌اش بهترین راه است.
 
■ تضعیف ظرفیت حزب‌الله با برخورد با ایران

اگر دندان نیش ایران کشیده شود، بازوی نظامی حزب‌الله خیلی زود با مشکل تأمین سرمایه و تسلیحات پیشرفته مواجه خواهد شد. از این‌رو این سازمان ناگزیر خواهد شد بیشتر به بازوی سیاسی خود تکیه کرده و در نتیجه بیشتر به عنوان یک حزب سیاسی لبنانی عمل خواهد کرد تا یک سازمان نظامی. علاوه بر این، حزب‌الله ظرفیت و توانایی خود برای کیش مات کردن دیگر نیروها و احزاب لبنانی، به خصوص ارتش در حال تثبیت و اخلاقاً خنثی لبنان را از دست خواهد داد.

■ نتایج برخورد آمریکا با ایران برای کشورهای منطقه

چنانچه دندان نیش ایران کشیده شود، حزب‌الله وادار خواهد شد نیروهای خود را از سوریه عقب بکشد و «اسد» منبع اصلی تسلیحات، مشاوران و بودجه خود را از دست خواهد داد، اعتماد به نفس شیعیان عراق پایین خواهد آمد و ممکن است آمادگی بیشتری برای کنار آمدن با هم‌وطنان سنی خود پیدا کنند. هرچند نفوذ ایران در عراق محدود است، اما این کشور جناح تندروی شیعه عراق را تحریک می‌کند. در این صورت کشورهای بحرین، قطر، امارات و عربستان سعودی نیز راحت‌تر می‌توانند به نارضایتی‌های خشونت‌بار به رهبری شیعیان در مناطق خود رسیدگی کنند.

■ مشکلات برخورد غیرمستقیم با ایران

در مقابل، برخورد غیرمستقیم در یک جنگ نیابتی با ایران در سوریه مانور بسیار دشواری است. همانطور که افراد بسیار اشاره کرده‌اند، مشخص نیست چه کسی از ما حمایت خواهد کرد، ما چه به آنها خواهیم داد و آیا آنچه که ما برای آنها به ارمغان خواهیم آورد برایشان کفایت می‌کند. همانطور که پیش از اعلان کمک نظامی محدود آمریکا به سوریه از زبان «اوباما» هشدار داده بودم، نشان دادن واکنشی ضعیف بدتر از اصلاً واکنش نشان ندادن است.با توجه به آموزش‌های ضعیف و اصطکاک و مبارزات داخلی میان شورشیان سوری و نقطه قوت نیروهای ترکیبی حامی حکومت سوریه شامل شبه‌نظامیان سنی (علاوه بر ارتش ملی) و حزب‌الله، ممکن است «اسد» به خوبی بر دیگران فائق آمده و موفق شود. عملکرد ضعیف گروه‌هایی که از جانب آمریکا حمایت می‌شوند تنها ایران و مبارزان نماینده آن در سوریه را جسورتر می‌کند؛ و درگیری و مداخله بیشتر آمریکا نه تنها با مخالفت و دشمنی روسیه مواجه خواهد شد، بلکه منجر به فراهم‌آوری تسلیحات قدرتمندتر برای «اسد» نیز خواهد شد.

■ اوضاع پس از انتخاب حسن روحانی

چنانچه «اوباما» می‌خواهد تعهد خود به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را عملی کند در هر صورت آمریکا ناگزیر به برخورد با ایران است. مسلماً برخورد با ایران با انتخاب یک «میانه‌رو» متبسم، «حسن روحانی» ، دشوار شده است. ازاین‌رو آمریکا باید به او این شانس را بدهد که حمایت ایران از تروریست‌ها، شورشیان و حکومت‌های خودکامه را خاتمه دهد و به تعهدات ایران تحت ان‌پی‌تی تن در دهد.

■احتمال سلطه ایران بر خاورمیانه در صورت عدم تغییر این کشور در دوره ریاست جمهوری جدید

اما چنانچه رئیس جمهور بعدی ایران تغییری در اوضاع کنونی ایجاد نکند ما باید خود را برای این احتمال آماده کنیم که ایران بر خاورمیانه سلطه یابد و خون بیشتری در سوریه و مناطق دیگر ریخته شود. این تهدید را تنها با بریدن سر این موجود باید رفع کرد، نه نابود کردن شاخک‌های حساسی که این موجود در جای جای منطقه کاشته است.شراف

چرا وزارت خارجه ایران تولد نوه ملکه را تبریک گفت؟

گروه بین‌الملل مشرق - کنفرانس خبری دیروز سخنگوی وزارت خارجه کشورمان یک حاشیه سؤال‌برانگیز داشت و آن واکنش آقای عراقچی به سؤال خبرنگار خبرگزاری فرانسه بود. خبرنگار فرانسوی با طرح سؤالی درباره روابط تهران و لندن می‌پرسد آیا تولد نوه ولی‌عهد انگلیس می‌تواند بر ارتقاء روابط دو کشور تأثیرگذار باشد؟جناب عراقچی سپس در موضعی عجیب از جایگاه وزارت خارجه جمهوری اسلامی، تولد فرزند ولی‌عهد انگلیس را به ملکه و ولی‌عهد این کشور تبریک گفته و ادامه‌ می‌دهد: ایشان سومین نفر در فهرست رسیدن به سلطنت در انگلستان است.

عراقچی در نهایت درباره اینکه تولد نوه ولی‌عهد انگلیس می‌تواند نقشی در روابط تهران و لندن داشته باشد، خاطرنشان می‌کند: ابعاد روابط ما و انگلستان بسیار پیچیده‌تر از این است که این قبیل مسائل به آن کمک کند.در اینجا نیازی به باز نمودن سوابق استعماری انگلیس در گذشته و دخالت‌های مداوم این کشور در مسائل داخلی ایران و بویژه پس از آشوب‌های پس از انتخابات سال 88 که حتی کارمندان محلی سفارت نیز به میدان آمده بودند و درهای سفارت به روی آشوب‌گران گشوده شده بود، نیست؛ که در این‌باره بسیار گفته شده است.از الطاف مملکت پادشاهی بریتانیا در تلاش برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی و پیشگامی همیشگی در تحریم‌ها و اقدامات بر ضد منافع ملت ایران سخن گفتن هم در حوصله این مطلب نیست.

اما در حاشیه این موضع وزارت خارجه تنها چند پرسش را به امید پاسخ مسؤولان وزارت خارجه مطرح می‌کنیم:

آیا تمام این ظلم‌ها و دشمنی‌ها به‌راحتی قابل فراموشی است که سخنگوی وزارت خارجه با طیب‌خاطر تولد نوه ملکه الیزابت را به وی و ولی‌عهد این کشور تبریک می‌گوید و وی را گزینه سوم سلطنت در این کشور می‌خواند؟آیا مقامات و کارشناسان محترم وزارت خارجه جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات به هزینه‌های سرسام‌آور خاندان سلطنتی بر مردم انگلیس نیستند و تظاهرات و اعتراضات به مخارج عروسی شاهزاده ویلیامز در اوج بحران اقتصادی اروپا را فراموش کرده‌اند که امروز خود را در کنار خاندان سلطنتی قرار می‌دهند که در بین مردم خود نیز جایگاه چندان رفیعی ندارند و معضلی برای کشور شده‌اند؟اساساً تولد نوه ملکه انگلیس چه میزان در سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی محلی از اعراب دارد که از تریبون وزارت امور خارجه باید به ملکه و ولی‌عهد آن تبریک گفته شود و اینگونه جناب سخنگو در دام خبرنگار خبرگزاری فرانسه بیفتد؟

تبریک به ملکه و ولی‌عهد انگلیس در قالب کدام‌یک از اصول «دیپلماسی تهاجمی» مورد نظر نظام می‌گنجد و آیا اصولاً اتخاذ چنین موضعی، ضعیف‌ترین و انفعالی‌ترین شکل از دیپلماسی در قبال کشوری که از هیچ اقدامی بر ضد ایران کوتاهی نکرده است، نیست؟همان‌طور که وزارت خارجه در حادثه ناخوشایند ورود خودسرانه عده‌ای به سفارت انگلیس واکنش نشان داد و بحق آن را اقدامی نسنجیده خواند که به تخریب وجهه جمهوری اسلامی منجر شد، در مورد این موضع وزارت خارجه این‌بار باید مدعی شد که چنین اظهارنظرهایی به دور از روحیه ظلم‌ستیزی و مقاومت ملت ایران است، بویژه با سابقه تاریخی که ملت ایران از انگلیس در ذهن دارد.

این اظهارات سخنگوی وزارت خارجه ایران در حالی بود که حتی دوستان انگلیس نیز در چنین سطحی و بدین شکل از یک تریبون رسمی تولد نوه ملکه را تبریک نگفته‌اند. در عرف دیپلماتیک نیز تبریک تولد نوه یک مقام سیاسی امری مرسوم نبوده و نیست و وزارت خارجه تنها با موج تبلیغاتی رسانه سلطنتی انگلیس همراه شد که از مدت‌ها قبل به پوشش این واقعه پرداخته است.

گفتنی است مراسم عروسی 60 میلیون پوندی شاهزاده ویلیامز و "کیت میدلتون" در انگلیس، با تظاهرات و اعتراضات گسترده مردمی در واکنش به هزینه‌های تحمیلی خاندان سلطنتی بر مردم این کشور همراه بود.

خاندان سلطنتی انگلیس؛ خانواده ای مسیحی یا یهودی؟

گروه گزارش ویژه مشرق؛  "خانم پرستاری که اندکی ملکه انگلیس را دلخور کرده بود حالا دیگر زنده نیست" این را یکی از فعالان رسانه ای انگلیسی می گوید.  پرستار هندی تباری که فریب دو گوینده رادیوی استرالیایی را خورده بود بی خبر از آینده شوم خود، در پاسخ به درخواست تلفنی این دو خبرنگار که با تقلید صدا، خود را ملکه الیزابت و پرنس چارلز جا زده بودند، اطلاعاتی درباره جزئيات پرونده پزشكي همسر نوه ملكه در اختیار آنان قرار داد. این مصاحبه از طریق همین رسانه استرلیایی پخش شد و زمینه حوادث بعدی را فراهم آورد.
 

پرستار هندی تبار عروس ملکه- جاسینثا سالدنا
پرستار انگلیسی، جاسینثا سالدنای 46 ساله به شدت از سوی خانواده سلطنتی مورد انتقاد و پرخاش قرار گرفت. مقامات بيمارستان "كينگ ادوارد" نیز رسما عذرخواهي كردند و اين مساله را مايه شرمساري دانستند. در حالی که مقامات دربار انگليس و بيمارستان كينگ ادوارد مدعي بودند که هيچ شكايتي از جاسينثا سالدنا نكرده اند چند روز بعد، جسد اين پرستار در خانه اي در نزديكي بيمارستان پيدا شد كه برخي مقامات انگليسي از احتمال خودكشي وي خبر دادند. گرچه پلیس لندن جزئیات بیشتری را در این باره منتشر نکرد و تنها سخنگوی این نیرو اعلام کرد که آنها این مرگ را قتلی مشکوک تلقی نمی کنند اما انگشت اتهام رو به سوی خاندان سلطنتی نشانه رفت این حادثه حرف و حدیث زیادی را درباره نقش دربار انگلیس در این ماجرا در پی داشت. برخی با اشاره به نفوذ سنتی نهاد سلطنت در این کشور، از وجود شبکه مافیایی در خاندان سلطنتی سخن گفتند. این افراد معتقدند که علیرغم تاکید مقامات این کشور مبنی بر فرمایشی بودن جایگاه سلطنت در انگلیس، خاندان سلطنتی در این کشور یکی از خطوط قرمز و حساس تلقی می شوند که ورود به آن عواقب سنگینی را برای افراد و جریانات سیاسی و اجتماعی به بار خواهد آورد. ورود بی مهابا به حریمی که خاندان سلطنتی انگلیس آن را ملک طلق خود می خواند سر افراد زیادی را در گذشته بر باد داده است. گاهی قتل مشکوکی رخ می دهد که هیچ گاه عامل یا عاملین اصلی آن به طور رسمی مسئولیت اقدام خود را بر عهده نمی گیرند.مسببین اصلی، در حاشیه ای امن، در مقابل هزاران پرسش افکار عمومی تنها با سکوت خود، بر پیچیدگی آن می افزایند. قتل مشکوک پرستار ویژه عروس خاندان سلطنتی که چندی قبل هیاهوی فراوانی را در رسانه ها به راه انداخت از جمله این موارد بود. اما سوال اینجاست که چرا؟پاسخ به این چرایی را بایستی در دالان رمزآلود خاندان سلطنتی انگلیس جستجو نمود. چرا خاندان سلطنتی انگلیس هنوز وجود دارند؟ این خانواده سلطنتی در این جهان مدرن چه می‌کنند؟ چرا هنوز خانواده‌‎ سلطنتی نفوذ خود را بر رسانه های انگلیس حفظ کرده است؟ چرا رسانه های داخلی در حوزه هایی چون خاندان سلطنتی تحت فشار و کنترل هستند؟ دربار انگلیس اسرار و ناگفته های زیادی در خود دارد که علاقه ای هم به افشای آن ندارد. در این گزارش به بخشی از این ناشنیده های هویتی- مذهبی درباره روند یهودی سازی خاندان سلطنتی و تبعات آن اشاره شده است.
عروس یهودی خاندان سلطنتی
هنوز برای بسیاری از مردم انگلیس این سوال وجود دارد که چگونه فرزند یک "مهماندار هواپیما" توانست با نوه ملکه انگلیس ازدواج کند.  حقیقتی که علیرغم سکوت و بی توجهی جریان اصلی رسانه ای انگلیس از دیده همه رسانه ها پنهان نماند حقیقت آن است که تازه عروس خاندان سلطنتی انگلستان یک یهودی است. گرچه در جریان این عروسی سلطنتی چنان وانمود شد که گویی کیت میدلتون یک مسیحی است اما ریشه های خانوادگی این دختر انگلیسی نشان می دهد که وی از سوی مادرش یک یهودی سفاردی محسوب می شود. البته زمان و شیوه برگزاری عروسی ویلیام و کیت که مبتنی بر فرهنگ یهودی بود خود بر این شواهد صحه می گذارد نام مادر کیت قبل از ازدواج با پدرش، گلداسمیت بود. تحت قانون یهود اگر مادری یهودی باشد کودکان او نیز یهودی هستند. از اینرو کیت میدلتون یک یهودی سفاردی است و فرزندان وی نیز از نظر قانون یهود، یهودی خواهند بود.  
 

کیت مدیلتون عروس خاندان سلطنتی در کنار مادر یهودیش کارول گلداسمیت
این مساله زمانی بیشتر اهمیت پیدا می یابد که بدانیم وی به عنوان همسر فردی پا به کاخ سلطنتی باکینگهام می گذارد که در آینده نه تنها پادشاه انگلیس بلکه فرمانروای کلیسای انگلیس نیز خواهد بود. منابع نزدیک به این عروس 30 ساله سلطنتی گفته اند که کیت مدیلتون و والدینش به طور معمول در مراسم کلیسا شرکت نمی کردند. به همین علت کلیسای انگلیس تصمیم گرفت تا به طور مخفی و غیررسمی برای مسیحی نمودن این عضو جدید وی را غسل تعمید دهد تا بتواند ازدواج او را با پرنس ویلیام تایید نماید. با این وجود حتی غسل تعمید اسقف کلیسا نخواهد توانست مانع یهودی شدن فرزند پرنس ویلیام پادشاه آینده و مقام ارشد کلیسای انگلیس شود و به ناچار فرزند مشترک ویلیام و کیت یک یهودی خواهد بود.
پدر و مادر یهودی تبار پرنسس دیانا
یهودی بودن اعضای خاندان سلطنتی تنها به یک مورد محدود نمی شود بلکه افراد دیگری نیز در این خانواده پادشاهی انگلستان یهودی مذهب بوده و هستند. پرنسس دیانا عروس ملکه الیزابت نیز که از مادری یهودی متولد شد، یک یهودی محسوب می شد. بنابراین فرزندان وی یعنی ویلیام و هری هم یهودی هستند.در کتاب «تاریخچه دیانا»، نویسنده - تینا براون- ادعا می کند که مادر یهودی پرنسس دیانا، فرانسیس شاندکید در طی دوران ازدواج خود با ارل اسپنسر با جیمز گلداسمیت بانکدار یهودی نیز رابطه داشته است. او نشان می دهد دیانا که در سال 1961 متولد شد، فرزند نامشروع گلداسمیت بود و دختر حقیقی اسپنسر حساب نمی شد. وی می نویسد دیانا حتی اگر از طرف پدران یهودی نباشد، با توجه به قانون یهود، بازهم به عنوان یک یهودی شناخته می شود چرا که از طرف مادر یهودی است.
 

فرانسیس شاندکید مادر دیانا به همراه شوهرش ارل اسپنسر
برادران ناتنی یهودی تبار دیانا
پرنسس دیانا به لحاظ ظاهری به کودکان جیمز گلداسمیت – زاک، بن و جمیا- شباهت قابل توجهی دارد، گفته می شود که آنها برادر و خواهرناتنی دیانا هستند.
 
زاک گلداسمیت                         پرنسس دیانا
بن گلداسمیت در سال ۲۰۰۳ ادعا کرد که برادر ناتنی دیاناست بر همین اساس با کیت روچیلد ازدواج کرد. همین ادعا موجب شد زاک گلداسمیت نیز خود را برادر ناتنی پرنسس دایانا معرفی نماید؛ وی نیز پس از آنکه به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد، همسر خود را طلاق داد. زاک در حال حاضر با آلیس روچیلد زندگی می کند. انتظار می رود این زن و مرد روچیلد-گلداسمیت نیز با هم ازدواج کنند.
پسر یهودی پرنسس دیانا و آینده پادشاهی انگلیس
چنانچه گفته شد تعریف اصلی و فعلی یهود از افراد یهودی، این است که مادر وی یهودی باشد چون یهودیت از طرف مادری منتقل می شود. مادربزرگ پرنس ویلیام و مادر پرنسس دیانا، یک زن یهودی تبار به نام فرانسیس روت برک روشه که از خاندان روچیلد بود. شواهد حاکی از آن است که نسب دیانا از سوی پدر نیز یهودی است که بر همین اساس قطعا ویلیام یهودی است.
 
پرنسس دیانا به همراه دو پسرش ویلیام و هری
نتیجه آنکه حتی اگر خانواده سلطنتی به ویژه کیت و ویلیام، خود را مسیحی دو آتشیه معرفی نمایند به دلیل آنکه عروس این خانواده یعنی دیانا همسر پرنس چارلز یهودی بوده دو پسر وی هری و ویلیام مسیحی هستند. از سوی دیگر پیوند ازدواج ویلیام به عنوان میراث دار تاج و تخت با دختری یهودی تبار آینده انگلیس را به دستان فرزندان یهودی این زوج خواهد سپرد.
 
پرنس ویلیام و همسرش کیت میدلتون زوج یهودی وارث تاج و تخت در انگلیس
این روزها که خاندان سلطنتی در انتظار  است تا کیت نوزادان یهودی خود را برای این خاندان متولد کند، بسیاری از مردم انگلیس از اینکه اعضای پارلمان این کشور در یکی از جلسات اخیر خود، بیشترین زمان را صرف تصویب قانونی کردند که کاتولیک ها به تاج و تخت برسند، متحیرند. گرچه این مسئله آنها را متحیر کرده ولی به طور جدی به این مساله توجه ندارند که چرا پارلمان وقت خود را با این موضوع اختصاص داده است. اما ما بهتر می توانیم تحولاتی که به صورت زیرپوستی در انگلیس در جریان است را درک کنیم چون این یک امر تصادفی نبود که به یهودیان اجازه داده شد تا بر اساس "برابری" و "تنوع" بر تاج و تخت سلطنتی انگلیس تکیه زنند.به نظر می رسد که تغییر مذهبی و دینی در سلطنت مشروطه انگلستان آثار خاصی را بر حوزه داخلی و خارجی این کشور خواهد گذاشت. در فضای داخلی انگلیس به جای پادشاه یا ملکه کاتولیک، فردی یهودی مسلک قدرت و نفوذ سنتی را در دست خواهند گرفت که این به معنا بسط هر چه بیشتر نفوذ لابی های یهودی در این کشور خواهد بود. ضمن آنکه جریان مذهبی مسیحی این کشور نیز رسما تحت قیمومت یهودیان عمل خواهد کرد؛ چرا که پادشاه و ملکه آینده یهودی هستند.این مساله تاثیرات خود را بر حوزه سیاست خارجی این کشور نیز خواهد گذارد. قرابت مذهبی میان انگلیس و رژیم صهیونیستی تعامل این دو رژیم را بیشتر می نماید. نقش حمایتگرانه لندن از اسرائیل به میزان قابل توجه افزایش خواهد یافت. البته این همه به عوامل دیگری چون کیفیت و توان سایر ساختارهای سیاسی این کشور نیز بستگی دارد.

مهدی خورشیدی داماد احمدی نژاد

به گزارش مشرق، مهدی خورشیدی داماد احمدی نژاد به روزنامه شرق گفت:

*در سفرهای نیویورک کلا با ایشان نرفتم. سه‌سال ویزا صادر هم شد اما خودم نرفتم.دلیلی نمی‌دیدم. چون آدم در سفر کاری، جایی که می‌رود باید کمک کند و کاری انجام دهد. یکی، دو تا سفر با ایشان رفتم. البته به غیر از حج که زیارتی بود. یک‌بارش در چین -برای اجلاس جی‌8 بود .

*الان منزل قبلی آقای احمدی نژادتبدیل به یک ساختمان چهار طبقه شده و‌ قرار است همه فرزندانشان با ایشان زندگی کنند.ما هم می‌رویم. چون همسر بنده تک‌دختر آقای احمدی‌نژاد است و همیشه دوست دارد که دخترشان همراهشان باشد. الان هم همگی در پاستور زندگی می کنیم.

*‌ از رای آقای احمدی‌نژاد در انتخابات اخیرخبر ندارم. حدس هم نمی‌توانم بزنم. وقتی هم پرسیدم، ایشان چیزی نگفتند.
‌ 
* از همراهی آقای احمدی نژاد با مشایی در روز ثبت نام خبر نداشتم.ب فکر نمی‌کردم که چنین اتفاقی بیفتد شنیده بودم از اطرافیان که آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد همراه مشایی برود. اما چیزی از خودشان نپرسیدم و جدی نمی‌گرفتم . شاید اگر من بودم این کار را نمی کردم.

*آقای احمدی‌نژاد اخلاق‌های خوبی دارند. مراقب بچه‌هایشان هستند. مسایل بیرون را در خانه نمی‌آورند. من آن زمان هم که در شورای مشاوران ایشان بودم ممکن بود به ایشان انتقاد داشته باشم ولی اینطور نبوده که این انتقادات را وارد روابط خانوادگی کنیم. بنده و ایشان همیشه در بیرون از خانه باهم بحث می‌کردیم و هیچ موقع در خانواده نیاوردیم. حتی در خانه ساعت‌ها می‌شد که کنار هم باشیم ولی حرفی از بحث‌هایمان نزدیم.

‌ 
*آقای احمدی نژادبوتاکس نکرده چون بوتاکس بیشتر صورت را باز می‌کند. البته من کار پوست نکرده‌ام اما ایشان تا جایی که می‌دانم در سفرهای استانی زیر آفتاب و این‌طرف و آن‌طرف پوستشان خیلی اذیت شد یکسری کرم برای ایشان تجویز شد و خب خیلی بهتر شدند.

*واقعا آقای احمدی‌نژاد نسبت به 84 خیلی شکسته شده است. آقای خاتمی هم همین‌طور بود من خیلی قبل‌تر و بعدها ایشان را دیدم خیلی شکسته شده بودند.
*ایشان دفتری دارد و بعد از ریاست جمهوری قاعدتا فعالیت‌های سیاسی‌اش را ادامه می‌دهد. بعید می‌دانم ایشان حزب تشکیل دهد. تشکیلاتی است اما بعید است حزب بخواهد تشکیل دهد در روحیات ایشان هم نمی‌بینیم. تا الان هم نشنیده ام که برنامه خاصی داشته باشد.
‌ 
*من خاتمی را دوست دارم.آقای خاتمی بیشتر فرهنگی است، احمدی‌نژاد بیشتر سیاسی است. احمدی‌نژاد خیلی دوست دارد که کارها را سریع به پایان برساند. آقای خاتمی طمأنینه خاصی دارد. در کار اجرایی آقای احمدی‌نژاد خیلی قوی است اما آقای خاتمی تئوریک و فرهنگی است. به نظرم هردویشان در عمل به شعارهایشان موفق عمل کردند.

خودروسازانِ ازخود متشکر را بشناسید (اتلاف بیت‌المال با آگهی‌های میلیونی)

گروه اقتصادی مشرق، آن طور که خودروسازان ادعا می‌کنند سال گذشته از محل تصمیم‌ها و سیاست‌های دولت مبنی بر جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت خودروها، چهار هزار میلیارد تومان متضرر شده‌اند. این زیان از بابت تاخیر در قیمت‌گذاری و اشتباه در تعیین قیمت خودروهای تولید داخلی بوده است به عنوان مثال، مشاور انجمن خودروسازان‌ ایران معتقد است که مقصر اصلی در زمینه بحران شدید صنعت خودرو که می‌تواند به ورشکستگی خودروسازان منجر شود، سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان است. این سازمان با تعیین نرخ‌های غیرواقعی برای خودروها موجب آغاز دومینوی بحران در صنعت خودرو شده است.

به گفته میرخانی رشتی، سازمان حمایت در چند سال اخیر از واقعی سازی قیمت خودروها جلوگیری کرده و با الزام خودروسازان به فروش محصولات با قیمت‌های غیر واقعی، به تدریج توان مالی خودروسازان را ضعیف و ضعیف‌تر کرد. چند روز پیش هم علیرضا شجاعی معاون وزیر صنعت مدعی شد که شورای رقابت، صنعت خودرو را تا نابودی کشاند و بلاتکلیفی چندین‌ماهه در صنعت خودرو تولیدکنندگان خودرو و قطعات را متضرر کرد.

در همین حال عضو انجمن قطعه‌سازان خودرو از اخراج حداقل 122 هزار كارگر شاغل در واحدهاي سازنده قطعات خودرو به دليل نوسانات اقتصادي از سال گذشته تاكنون خبر داده است. این میزان حداقل 30 تا 50 درصد کل کارگران را تشکیل می‌دهند. به گفته محمدرضا نجفي‌منش، 137 واحد قطعه‌سازي در جريان مشكلات اقتصادي سال گذشته تعطيلي شده‌اند.


هدف از این مطلب، شناسایی مقصر واقعی وضعیت فعلی خودروسازان و این که مقصر، شورای رقابت بوده یا وزارت صنعت یا دستگاهی دیگر، نیست. مهم این است که همه اطراف و اکناف صنعت خودروسازی بر این مسئله که خودروسازان در حال زیان دادن هستند، اشتراک نظر دارند اما اتفاقاتی که هم‌زمان با طرح این مسائل افتاده کمی در صحت ادعای ضرردهی کلان خودروسازان تردید ایجاد می‌کند. مثلا آگهی‌های میلیونی خودروسازان در نشریات پرتیراژ در شرایطی که آنها ادعای ضرردهی فراوان دارند، جای سوال است. البته منظور، آگهی‌های تبلیغی و فروش محصولات نیست، بلکه منظور آگهی‌هایی است که اخیرا خودروسازان در تقدیر از موفقیت‌های یکدیگر در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند.
مثلا روز یکشنبه و دوشنبه در نیم‌صفحه پایین صفحه اول روزنامه های گسترش صنعت ،دنیای اقتصاد و روزنامه ایران و .......شاهد آگهی شرکت‌های زیرمجموعه ایران‌خودرو و سایپا در تقدیر از مدیران عامل و برخی شرکت‌های زیرمجموعه آنها بودیم. جالب آن که فقط تعرفه نصف صفحه آگهی در صفحه اول روزنامه دنیای اقتصاد، 38 میلیون تومان است و اگر تعرفه آگهی های تقدیر دو روز گذشته این شرکتها را در مطبوعات حساب کنید ،رقمی حدود یکصد میلیون می شود که مطمئنا تامین چنین هزینه‌ای برای شرکت هایی که ادعای زیان100 تا 400 میلیاردی را مطرح کرده اند، باید بسیار دشوار باشد. بنابراین، مسئولان ایران خودرو و سایپا  بهتر است پاسخ دهند که اگر واقعا در بحران مالی به سر می‌برند، چه ضرورتی بر آگهی‌های میلیونی تقدیر و تشکر از یکدیگر وجود دارد؟ آیا این اتلاف بیت‌المال نیست؟ بالاخره چه زمانی قرار است مشکلات مالی شرکت‌های دولتی، علاوه بر کارگران، دامان مدیران آنها را هم بگیرد؟

بازخوانی دوباره ی پرونده هارپ!!!

"هارپ" به صورت يك فرستنده امواج الكترومغناطيسي عمل مي‌كند كه هدف آن تاثير گذاري بر آسمان و الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر است. اين سيستم، الكترون‌هاي اين لايه را در ارتفاع تقريبا 275 كيلومتري به جنبش وامي‌دارد. در حالت عادي اين لايه داراي دمايي معادل 1400 درجه سانتيگراد است كه در اثر اين تحريك انرژي فراواني در آن به وجود آمده و در نتيجه دما تا 20درصد افزايش مي‌يابد و اين ناحيه به حالت انبساطي در مي‌آيد...

ادامه نوشته

آمریکا چگونه هم‌پیمانان خود را حذف فیزیکی می‌کند؟

گروه بین‌الملل مشرق- یکی از افسران پیشین امنیت ملی آمریکا سیا را به سوء استفاده از یک برنامه برای انجام عملیات سری در جهان متهم کرد. این برنامه بعد از حوادث یازده سپتامبر و با هدف تعقیب تروریست‌ها و پاکسازی آن دسته از چهره‌‌های سیاسی است که اهداف آنها با منافع اقتصادی و نظامی ایالات متحده همخوانی ندارد، ولی در تقابل با آن نیز قرار ندارند. واین مادسن افسر پیشین امنیت ملی آمریکا می‌گوید سیا به کمک برنامه ماتریکس Worldwide Attack Matrix رفیق حریری نخست‌وزیر پیشین لبنان، دکتر جان گارانگ، معاون اول رئیس جمهور سودان، ایلی حبیقه مسئول دستگاه امنیتی لبنان و برخی از چهره‌های سیاسی در آفریقا، آسیا و بخصوص پاکستان را ترور کرد.مادسن که هم‌اکنون مدیر پایگاه اینترنتی اطلاعاتی واین‌مادسن‌ریپورت آمریکا در واشنگتن است با تأکید بر صحت اطلاعات درج شده در سایت خود، بیان می‌دارد که اطلاعات موثق خود را از منابع موجود در سیا و بخصوص شورای امنیت ملی آمریکا، آژانس اطلاعات مرکزی و وزارت دفاع گرفته است.


ترور ایلی حبیقه و رفیق حریری در لبنان

وزارت خارجه آمریکا در 13 مه 2005 میلادی با انتشار بیانیه‌ای دست داشتن ایالات متحده در ترور رفیق حریری را دروغ پنداشته و بیان داشته است چنان که پیش‌بینی می‌شد از 14 فوریه 2005 میلادی، شایعه دست‌داشتن آمریکا در ترور رفیق حریری منتشر شده است. بر اساس یک نظریه، رفیق حریری به دلیل مخالفت با ایجاد پایگاه هوایی آمریکا در لبنان ترور شده است، حال آنکه آمریکا مدعی است، سیاستش از سال 1976 میلادی با اعمال ترور مخالف بوده است و از طرفی هیچ طرحی برای ساخت چنین پایگاهی وجود نداشته است در ادامه این بیانیه آمده است: در 11 مارس واین مادسن که خود را یک روزنامه نگار محقق می‌داند، گفت رفیق حریری به دستور ایالات متحده ترور شده است، چرا که گفته می‌شد وی به شدت با ساخت پایگاه بزرگ هوایی آمریکا در شمال لبنان مخالف بوده است. پس از آنکه فورد دستورالعمل اجرایی شماره 11905 را امضا کرد، آمریکا از سال 1976 میلادی آشکارا فعالیت‌های تروریستی را محکوم می‌کند.

واین مادسن در گزارش خود به ترور ایلی حبیقه  در لبنان در ژانویه2002 اشاره کرده و می گوید وی به دلیل مخالفت با طرح های نفتی و نظامی ایالات متحده در لبنان به قتل رسید. وی همچنین فاش می سازد که مایکل (مایک) نصار معاون حبیقه به همراه همسرش در برزیل ترور شد حبیقه بعد از ترور بشیر جمیل رئیس جمهور پیشین لبنان و رهبر جریان راستگرا، مسئولیت دستگاه امنیتی نیروهای راستگرای این کشور در هنگام حمله به اردوگاه صبرا وشتیلا را برعهده داشت. حبیقه چند روز قبل از کشته شدنش اعلام کرده بود بر علیه آرییل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی به خاطر نقش وی در شکل گیری کشتار صبرا و شتیلا در سال 1982 شهادت خواهد داد. حبیقه بعد از جنگ در سمت وزیر به فعالیت پرداخت و گفته می شد نقش زیادی در این کشتار ایفا کرده است. وی در 24ژانویه2002 در بیروت ترور شد.

یورگن کین کالبل نویسنده آلمانی و پژوهشگر جرم‌شناسی دانشگاه هومبولت برلین در کتاب جدید خود به نام "دلایل پنهان ترور رفیق حریری" جزئیات جدیدی را درباره ترور ایلی حبیقه بیان کرده و می گوید:  در 24 ژانویه حبیقه اطلاعاتی در خصوص نقش آریل شارون در کشتار صبرا و شتیلا در اختیار رئیس کمیسیون دادگستری مجلس سنای بلژیک و رؤسای دو سازمان این کشور که مسئول اعلام همبستگی و تحقیق درباره این جنایت بودند، قرار داد. یک روز بعد از این ماجرا خودرو حبیقه منفجر و وی به قتل رسید.

مادسن می گوید: اطلاعات من گویای این مطلب است که حبیقه تنها به دلیل مخالفت با منافع نظامی و اقتصادی آمریکا در لبنان و نیز تلاش برای فاش کردن نقش آریل شارون در کشتار صبرا و شتیلا ترور شد. وی بعد از آنکه روابطش کاملاً با رژیم صهیونیستی قطع شد مخالف نزدیک شدن بوش با رژیم صهیونیستی بود.


ترور هم پیمانان در سودان و پاکستان

واین مادسن همچنین از ترور دکتر جان گارانگ رهبر جبهه مردمی آزادسازی سودان و معاون رئیس جمهور این کشور پرده برداشته و می‌گوید: جان گارانگ با اینکه هم‌پیمان ایالات متحده بود، ولی بعد از مخالفت با طرح آمریکا مبنی بر ایجاد یک شرکت نفتی در جنوب سودان ترور شد بر اساس گزارش مادسن، سیا، نواب اکبرخان بغتی که قبلاً با رهبران پیشین پاکستان همچون ذوالفقار علی بوتو همکاری داشت را ترور کرد.


چه گوارا، مارتین لوتر کینگ و کندی

بر اساس گزارش مادسن برنامه ماتریکس به خاطر انتشار تصاویر وحشتناک کسانی که در گوشه و کنار جهان قربانی شدند، مشهور است. هدف از انتشار این تصاویر ترساندن مخالفان است.

این برنامه با همکاری نیروهای ویژه آمریکا و برنامه عملیات جنگ روانی در جریان است و تصاویر ترور افرادی چون: ایندیرا گاندی، نخست‌وزیر پیشین هند، جان اف کندی رئیس جمهور پیشین آمریکا، مارتین لوتر کینگ رهبر سیاه‌پوستان آمریکا و ارنستو چه گوارا انقلابی آرژانتینی را منتشر کرده است.

واین مادسن در دوره ریگان در نیروی دریایی آمریکا و آژانس امنیت ملی فعالیت داشته است. وی مسؤول ساماندهی اطلاعات در نیروی دریایی آمریکا و وزارت خارجه این کشور بوده و دارای 20 سال تجربه در دستگاه‌های امنیت اطلاعات است. افزون بر این وی بعد از بازنشستگی به حرفه روزنامه‌نگاری روی آورده و به پوشش مسائل دفاعی، امنیت ملی و اطلاعاتی پرداخته است.

شبهات ترور گارانگ از زبان یکی از فرماندهان ارتش مردمی

با اینکه تعدادی از ناظران و تحلیلگران این اطلاعات را توهم توطئه می‌دانند و آن را اغراق‌آمیز و غیرواقعی یاد می‌کنند، اما عده‌ای نظریه‌های مطرح شده از جانب کسانی که غربی‌ها و بخصوص نهادهای اطلاعاتی آنها را به قتل و ترور افراد در خاورمیانه، آفریقا و دیگر نقاط جهان متهم می کنند را در قالب نبرد منافع و نفوذ تفسیر می کنند هاشم بدرالدین از فرماندهان ارتش مردمی سودان می‌گوید قضیه نفت و شبهات مربوط به گرایش‌های فکری گارانگ از جمله توجه وی به کمونیسم و شخصیت کاریزماتیک و توانائی‌های وی که در پی دگرگونی معادلات در سودان شکل گرفته بود و آمریکایی‌ها سعی داشتند با تغییراتی جزئی از این معادلات به نفع خود استفاده کنند، باعث شد آمریکایی‌ها در جولای 2005 میلادی او را ترور کنند. به اینها باید توانایی وی در فریب آمریکایی‌ها و دور زدن فشار آنها را اضافه کرد.

با اینکه بدرالدین نمی‌تواند دلایل عینی برای اثبات گفته‌های خود ارائه کند اما تأکید می‌کند که قبلاً هنگامی که گفت‌وگوهای صلح سودان در منطقه مشاکوس کنیا در جریان بود، آمریکایی‌ها وی را تهدید کرده بودند. بر اساس گفته‌های کمیته تحقیق مشکلات فنی باعث سقوط هواپیما شده است حادثه کشته‌شدن جان گارانگ با پیچیدگی‌های زیادی همراه شده است و رئیس جمهور سودان یک کمیته تحقیق در این‌باره تشکیل داد که چند ماه پیش اعلام کرد مشکل فنی باعث متلاشی‌شدن هواپیما شده است ارتباط صوتی بین کابین خلبان و برج مراقبت حاکی از آن است که در لحظه متلاشی شدن هواپیما هیچ نقص فنی وجود نداشته است. این در حالی است که بر اساس گزارش بین‌المللی هواپیمای مذکور، به هنگام حرکت از عنتبه در اوگاندا به سمت نیوسات سودان بیش از حد مجاز سوخت داشته است.

عملیات بزرگ نظامی در شرق سودان

بدرالدین گفته است که آمریکایی‌ها سعی می‌کردند به منظور امضای توافقنامه صلح و حفظ نظام حاکم با اندکی تغییرات بر دولت سودان فشار آورند بدرالدین می‌گوید اهداف آمریکایی‌ها در پی تمایل آنها برای حفظ حکومت سودان به منظور جلب کمک این دولت به آنها در زمینه مبارزه با تروریسم و حفظ منافع نفتی روز بروز آشکارتر می‌شد. وی می‌افزاید گارانگ با وجود تسلیم در برابر فشارهای آمریکا آنها را می‌فریفت تا جایی که فکر کردند تهدیدی برای منافع‌شان به شمار رفته و خواهد توانست به شکل دموکراتیک دولت سودان را ساقط کند.

بدرالدین می‌گوید آمریکایی‌ها در هنگام اجرای گفت‌وگوهای مشاکوس به طور ضمنی وی را تهدید کردند که اگر توافقنامه صلح را امضا نکند دیگری این کار را خواهد کرد. بدر الدین اشاره می‌کند که آمریکایی‌ها فشارهای زیادی را بر گارانگ تحمیل کردند. از جمله این فشارها این بود که علی عثمان محمد طه (معاون دوم رئیس جمهور کنونی) به گفت‌وگوهای صلح وارد نخواهد شد بدر الدین درباره زمان ترور گارانگ می‌گوید ترور وی قبل از تشکیل دولت سودان جنوبی و با هدف جلوگیری از تعمیق دیدگاه ملی‌گرایی گارانگ مبنی بر مشارکت سودان شمالی‌ در تشکیل این دولت انجام شد موارد مزبور نشان می‌دهد دولت آمریکا هرگز حتی به نزدیک‌ترین هم‌پیمانان خود نیز رحم نمی‌کند چه رسد به دشمنان و مخالفان خود در عرصه بین‌الملل رهبر انقلاب اسلامی نیز روز یکشنبه در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام، بار دیگر با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی هستند و در برخوردهای‌شان صادق نیستند درباره اظهارات اخیر آمریکایی‌ها برای مذاکره با ایران، گفتند: در ابتدای امسال هم گفتم که به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نیستم، اگرچه در سال‌های گذشته مذاکره در مسائل خاصی همچون عراق را منع نکردم.

حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای تأکید کردند: موضع‌گیری مسؤولان آمریکایی در همین چند ماه گذشته، بار دیگر ضرورت خوش‌بین نبودن به آنها را تأیید کرد بر این اساس، تلاش برای ارتباط‌گیری و مذاکره بی‌قید و شرط و خوش‌بینانه با واشنگتن، به جایی نخواهد رسید و به احتمال زیاد در خوش‌بینانه‌ترین حالت، به وضعیت هم‌پیمانانی کشیده خواهد شد که در این گزارش، ذکر آن رفت.

مسعود باستانی از فعالان فتنه 88 که در مرخصی از زندان به سر می برد

مشرق - سید محمد خاتمی در جریان حضور در مجلس ختم پدر یک فعال اصلاح طلب در تهران، با مسعود باستانی، از فعالان فتنه 88 که در مرخصی از زندان به سر می برد، خوش و بش کرد.

مسعود مرادی باستانی، همسر مهسا امرآبادی از فعالان فتنه 88 بود که سردبیری سایت "جمهوریت" به مدیرمسؤولی حمزه کرمی را برعهده داشت روز ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ در جریان اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شد. وی در دادگاه بدوی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد و در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌برد. پخش بخشی از اعترافات وی و حمزه کرمی در دادگاه از سیمای جمهوری اسلامی، از تحولات سیاسی سال 88 بود.

باستانی همچنین در سال ۱۳۸۳ نیز در دادگاه تجدیدنظر اراک به شش ماه حبس، پنج سال محرومیت از کار مطبوعاتی و ۱۰۰ ضربه شلاق مجکوم شد. او همچنین در جریان اعتصاب غذای اکبر گنجی و بستری شدن او در بیمارستان میلاد به سیاه نمایی درباره وضعیت گنجی پرداخت که به این دلیل چند روز بازداشت و به شلاق و ۳۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.